إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٤٣ - پاداش زاهدان
آنجا گريه مىكرد و على بن الحسين ٧ بيست سال گريه كرد و چشمش به غذا يا آب نمىافتاد مگر اينكه گريه مىكرد، برخى بر آن بزرگوار، در اين مسأله خورده گرفتند، و در جواب فرمود: من هر گاه به ياد شهادت پدر و اهل بيت : خود مىافتم، بغض گلويم را مىفشارد[١] (و عنان اختيار را از كفم مىربايد) در حديث ديگر از حضرت امير ٧ وارد شده كه فرمود: بندگان خدا از ترس او دلشان شكسته است و آنها را از سخن گفتم باز مىدارد، در صورتى كه خردمندانى فرهيخته هستند و زبانى رسا و گفتارى شيرين دارند، و همواره با اعمالى شايسته و پاك به سوى خدا (از ديگران) پيشى مىگيرند، با اين وجود اعمال بسيار خود را، بسيار نمىدانند و به كم هم خرسند نيستند، و خود را بدترين مردم مىدانند، و حال اينكه فرزانگانى نيكوكارند.
پاداش زاهدان
خداوند به موسى ٧ وحى فرستاد،[٢] كه اى موسى، هيچ آراستگىاى نزد
[١] در صدر روايت به جاى نام حضرت سجّاد ٧ نام حضرت يحيى ٧ برده شده و شايد اصل روايت كه از امير المؤمنين است ٧ نام آن پنج بزرگوار برده شده و روايتى كه نام امام سجّاد ٧ در آن برده شده، به آن روايت ضميمه گشته باشد.( م) مسأله ديگر اينكه: مؤلف بيست سال گريه براى امام چهارم ٧ ذكر كرده، ولى لهوف چهل سال ذكر كرده است، كه مناسبتر به نظر مىرسد.( علامه شعرانى) تذكر ديگر در مورد اين روايت اين است كه مىفرمايد: حضرت زهرا ٣ آنقدر گريه كرد، كه اهالى شهر آزرده گشتند، و اين مسأله با تاريخ و روايات ديگر مطابقت ندارد، زيرا نه تنها اهل مدينه آزرده نگشتند، بلكه خود با حضرت زهرا ٣ همدردى هم مىكردند، و شايد اين آزردگى مربوط به مخالفان بوده، كه نكند گريه زهرا ٣ باعث تحريك عواطف و در نتيجه شورش مردم گردد و كار را بر آنها مشكل سازد.( م)
[٢]
ُ يا موسى ما تزيّن الىّ المتزيّنون بمثل الزّهد في الدنيا و ما تقرب الىّ المتقرّبون بمثل الورع من خشيتى و ما تعبّد الى المتعبّدون بمثل البكاء من خيفتى.