إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٦٦ - مهماننوازى على
آنجا از سوى شما آن را صدقه دهم؟ امام ٧ برخاستند و وارد حجره ديگرى شدند، و طولى نكشيد كه دست خود را از بالاى در اتاق بيرون آورده و فرمود:
اين دويست اشرفى را بگير و لازم نيست، از جانب من آن را تصدّق كنى، شخصى عرض كرد، با وجودى كه مال بسيارى به او عطا نمودى، چرا روى خود را پوشيدى؟
فرمود: ما خاندانى هستيم كه دوست نداريم ذلّت سؤال را در صورت سائل، و در هنگام گرفتن حاجت، ببينيم.
شخصى از امام مجتبى ٧ كمكى خواست، امام ٧ پنجاه هزار درهم را با يك عباى (طيلسان) گرانقيمت به او داد و فرمود: كمال جوانمردى در اين است كه اجرت حمل صدقه را هم بدهند.
راز گريه على ٧
در حديث است كه گروهى ديدند، امام على ٧ گريان است، سبب را پرسيدند:
فرمود: هفت روز است كه مهمان بر من وارد نشده است و اهل بيت ٧ پيغمبر ٦ هر گاه خانهاى بنا مىكردند، جايى براى مهمان در آن مىساختند.
چهار خصلت است كه نبايد از آنها روى گرداند: احترام به پدر و مادر، خدمت به مهمان، خدمت به عالم، و پرسيدن از آنچه نمىدانند.
مهماننوازى على ٧
نقل است كه يكى از صفات امير المؤمنين ٧ اين بود كه خود به مهمان خدمت مىكرد و هيچ گاه مهمان را از خانه بيرون نمىكردند و ساير ائمه ٧ نيز همين ويژگيها را داشتند و چون مهمان قصد رفتن مىكرد، لوازم و وسايل او را برنمىداشتند و به او كمك نمىكردند، زيرا اين كار علامت ناخوش