إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٢ - بيمارى ابو درداء و سخن او
فرمود:[١] اگر مؤمن در بيمارى نيكويى حال خود را بداند، دوست نمىدارد، از آن خارج گردد.
و فرمود:[٢] اهل عافيت در قيامت دوست مىدارند، كه بدنشان را در دنيا با مقراضى مىبريدند، چون پاداش بزرگ اهل بلا را مىبينند.
حضرت موسى عرض كرد:[٣] خدايا دوست ندارم كه بيمار و ضعيف گردم و در عبادت من سستى پيدا گردد و هم دوست ندارم هميشه سالم باشم كه تو را فراموش كنم، بلكه دوست دارم گاهى بيمار شوم كه تو را ياد كنم و گاهى سالم شوم، و تو را شكرگذارم.
بيمارى ابو درداء و سخن او
آوردهاند كه «ابو درداء» بيمار شد و گروهى به عيادت وى رفتند و از او پرسيدند: از چه شكايت دارى؟ گفت: از گناهانم، گفتند: چه دوست دارى؟
گفت: بخشش خداوند را، گفتند: طبيبى برايت بياوريم؟ گفت: طبيب مرا بيمار كرده، گفتند: از او بپرس چرا بيمارت كرده؟ گفت: پرسيدهام، و جواب داد كه هر كارى بخواهم مىكنم (و كسى حق اعتراضى ندارد).
يكى از بزرگان بيمار شد، به او گفتند:[٤] خود را معالجه كن؟
[١]
ُ قال النّبى ٦: لو يعلم المؤمن حاله في السقم ما احبّ ان يفارق السقم ابدا.
[٢]
ُ قال النبى ٦: يودّ اهل العافية يوم القيامة انّ لحومهم قرضت بالمقاريض لما يرون من ثواب اهل البلاء.
[٣]
ُ قال موسى ٧: يا ربّ لا مرض يضيننى و لا صحّة تنسينى و لكن بين ذلك امرض تارة فاذكرك و اصحّ تارة فاشكرك.
[٤] مرض رجل فقيل له الا تتداوى؟ فقال انّ عادا و ثمود و اصحاب الرّس و قرونا بين ذلك كثيرا كانت لهم اطباء و ادواء فلا الناعت بقى و لا المنعوت له و لو كانت الادواء تمنع الداء لما مات طبيب و لا ملك.