إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٨٥ - خصال انسانهاى با ايمان
خصال انسانهاى با ايمان
سزاوار است كه مؤمن در كشاكش حوادث چند خصلت داشته باشد: در سختيها وقار را از دست ندهد، بر بلاها صابر باشد، و بر نعمتها سپاسگزار باشد، به آنچه خدا داده خشنود باشد، به دشمن ستم روا مدارد، دوستان را به زحمت نيندازد، مردم از او در راحت باشند.
و ولىّ خدا به تمام معنا كسى است كه گفتار و كردارش با كتاب و سنّت موافقت نمايد و هر كس چنين باشد، خداوند امورش را كفايت نمايد، و او را دوست بدارد و در حضور و غيابش (آبروى) او را حفظ فرمايد، و در ميان كسان و فرزندان و همسايگان، شخصيت او را محفوظ مىدارد، و او و اطرافيانش را (از شرّ) ديگران محافظت مىنمايد، زيرا در حديث نبوى ٦ آمده كه: خداوند، انسان را در ميان فرزندان و كسان و همسايگان حفظ مىكند.[١] و در ذيل آيه:
وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً[٢]: پدرشان صالح بود.
آمده كه فاصله ميان آن دو پسر و پدر صالحشان هفت جد و بعضى گفتهاند:
هفتاد جد، بوده است.[٣] ولىّ خدا در زمين، گل خدا در ميان مردم است، كه مؤمنان بويش را استشمام مىكنند، و صالحان شيفته ديدار اويند.
علامت «ولىّ» سه چيز است: همواره به ذكر حق مشغول، و همّ و غمّش
[١]
ُ في الحديث النّبوى: انّ اللَّه يحفظ الرّجل في ولده و ولد ولده و في جيرانه.
[٢] كهف/ ٨١.
[٣] اشاره به داستان موسى و خضر ٨ است، كه خداوند گنج را براى آن دو پسر صغير حفظ فرمود.