إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٣٠ - ادب حضرت ايوب
چشمت؟ عرضه داشت: بلكه بيشتر، فرمود! به اندازه پدرت؟ عرض كرد بيشتر، فرمود: اندازه مادرت؟ عرض كرد بيشتر، فرمود: اندازه جانت؟ عرض كرد بيشتر، فرمود: اندازه خدايت؟ عرضه داشت نه نه اى پيامبر، اين مقام براى تو و ديگران نيست، و من تو را به خاطر خدا دوست دارم.
پيامبر ٦ به همراهان فرمود: شما هم چنين باشيد و خدا را دوست بداريد، براى احسان و نعمتى كه به شما عنايت كرده و مرا هم براى خدا دوست بداريد، آنگاه آن نوجوان را مورد تفقّد قرار دادند و بر او آفرين گفتند.
ادب در برابر خدا اين است كه فرمانهاى او را انجام دهند و از پيامبر ٦ اكرم و اهل بيت او : پيروى نمايند و خدا را در هنگام نعمتها و خوشيها ياد كنند و بر سختيها صبر نمايند.
ادب حضرت ايّوب
چنان كه حضرت ايوب به خاطر داشتن آداب، صبر را پيشه كرد و در موقع سختى و بيمارى ادب را از ياد نبرد و گفت:
أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ[١]: پروردگارا به من بيمارى رسيده و تو مهربانترين مهربانهايى.
و نگفت خدايا تو مرا بيمار كردى و به من رحم كن، بلكه با اشاره و كنايه مطلب و مقصد را بيان نمود.
و نيز ابراهيم ٧ گفت:
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ[٢]: هر گاه بيمار شدم او مرا شفا مىدهد.
[١] انبياء/ ٨٤.
[٢] شعراء/ ٨١.