إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٢ - باب چهارم ارزش زهد يا ترك دنياپرستى
روايت شده از يحيى[١] ٧ كه هفت سال داشت و كودكان ديگر به او گفتند:
همراه ما بيا تا بازى كنيم؟ گفت: ما براى بازى خلق نشدهايم.
از امير المؤمنين ٧ در ذيل آيه: وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا: بهره خود را از دنيا فراموش مكن.
روايت شده كه فرمود: سلامتى و نيرو و جوانى و ثروت و نشاط خود را فراموش نكن (و از اين فرصت استفاده كرده) آخرت را آباد كن.
برخى ديگر گفتهاند: منظور از «نصيب در آيه شريفه» كفن است كه از همه اموال اگر دنيا را داشته باشى فقط اين تكه پارچه نصيب تو مىشود و اين موضوع را از ياد نبر.
امام سجّاد ٧ فرمود: بلند مرتبهترين انسانها كسى است كه باكى ندارد كه دنيا در دست چه كسى قرار دارد.
محمد حنيفه[٢] گفت:[٣] كسى كه طبع بلندى داشته باشد، دنيا در ديد او كوچك است.
پيامبر خدا ٦ فرمود: روزگار جز سختى و عمر جز نقصان، و رزق جز كمى و علم جز رفتن و تولّد جز ضعف و دنيا جز ادبار و مردم، جز بخل و قيامت جز نزديكى، چيز ديگرى نيست و گريبان مردم شرور را خواهد گرفت فرمود: (در داستان موسى و خضر) مراد از گنجى كه در زير ديوار بود، اين جملات بوده است[٤]: شگفتا از كسى كه يقين به مرگ دارد چگونه خوشحال مىگردد، و شگفتا از كسى كه يقين به آمدن روزى دارد، اما اندوهگين مىگردد؟! و شگفتا از كسى كه
[١]
ُ عن يحيى ٧ انّه كان له سبع سنين فقال له الصبيان امض معنا نلعب فقال ليس للعب خلقنا.
[٢] فرزند حضرت امير ٧ است.
[٣] من كرمت نفسه عليه هانت الدنيا عنده.
[٤]
ُ عجبا لمن ايقن بالموت كيف يفرح و عجبا لمن ايقن بالرّزق كيف يحزن و عجبا لمن ايقن بالنار كيف يذنب و عجبا لمن عرف الدنيا و تقلّبها باهلها كيف يطمئن اليها.