إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩٢ - ياد مرگ
نزديكان هستند كه تو را اذيّت مىكنند) پس از چند جهت، دو نفرى كه يك ديگر را مىشناسند، حقوق و خطرهايى را كه در بر دارد، از جمله: لازم است قيام به حقوق يك ديگر نمايند و هر كدام نسبت به ديگرى وظيفه خود را انجام دهند، مثلا يك ديگر را يارى و كمك كنند، در بيماريها به عيادت همديگر بروند در غياب و عدم حضور ديگرى از او دفاع نمايد و نگذارد ديگران از او غيبت كنند، و در ميان اهلش جانشين خوبى براى او باشد، و او را نصيحت كند و در همه حالات آنچه براى خود مىخواهد، براى دوستش بخواهد و انجام اين وظايف بسيار سنگين است و هر كس نمىتواند به آنها قيام نمايد، مگر كسانى كه مورد عنايت خاص خدا قرار بگيرند.[١]
ياد مرگ
به خدا سوگند اگر نادانى و غفلت افراد نبود، هيچ عاقلى از خوشى و زندگى لذّت نمىبرد و بساط زندگى و خورد و خواب[٢] براى خود آماده نمىكرد، و لباسهاى متعدّد براى خود نمىدوخت، تا در هنگام رفتن به آسانى از زندگى دل بركند، در صورتى كه قادر به فرار نيست و چون گوسفندى كه در چنگ قصّاب افتاده، اسير است و ملك الموت قصّاب اوست، چنان كه مصنّف گويد:[٣] «در حال غم و شادى مرگ را فراموش مكن، زيرا زمين مانند گرگ (دهان باز كرده كه تو را ببلعد) و عزرائيل همانند قصّاب گوسفند، تو را سر مىبرد.
پس عجيب است كه انسان مىبيند، خاك گور، او را از دوستان جدا
[١] علّامه شعرانى: خلفه و خلفه مصدر يخلفه است.
[٢] علّامه شعرانى: نوق الطعام حسن انواعه.
: انواع غذاهاى خوب را آماده كرده است.
[٣]\sُ لا تنسوا الموت في غم و لا فرح\z و الارض ذئب و عزرائيل قصّاب\z\E