إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٣٥ - حقيقت صبر
كوچك بر او وارد شد؛ آن را نعمت به حساب آورد و بر آن شكر نمايد. پس بنده در گرفتاريها و تهيدستىها بايد به كسانى كه بيشتر از آنها گرفتارند نگاه كند، و در اعمال خير به كسانى كه تلاش و كوشش بيشترى دارند، بنگرد و اين بهترين راه براى كسى است كه بخواهد، حالات خود را اصلاح و اندوهش را كم سازد.
حضرت امير ٧ فرمود: صبر نسبت به ايمان چون سر است نسبت به بدن، و كسى كه سر ندارد، جان ندارد و نيز كسى كه صبر ندارد ايمان ندارد.[١]
حقيقت صبر
حقيقت صبر اين است كه از نزول بلا و مصيبت، ترسى نداشته باشد، و آخرين حدّ آن اين است كه ميان نعمت و بلا فرقى قايل نشود، بلكه بلا را بر نعمت ترجيح دهد، زيرا در پايان نتيجه و ميوهاى شيرين و عاقبتى پسنديده در بردارد.
مؤلف چند بيت در اين باره سروده است[٢] كه ترجمهاش اين است:
بر مصيبتها صبر كردم و هواى نفس را بر آن مطّلع ننمودم و از آنچه از سوى تو بر من است (عشق) آگاهش نكردم، زيرا ترسيدم كه صبر نكند و فرياد بزند و اشكم جارى گردد و ندانسته اجر خود را تباه سازم.[٣] آمده است كه خداوند به داود ٧ وحى فرستاد كه اى داود، اخلاق خود را چون اخلاق من كن و يكى از اخلاقهاى من صبر است، و صابر اگر بر صبر بميرد، شهيد مرده است و اگر نميرد با سعادت زندگى كرده است.
[١]
ُ قال على ٧: الصّبر من الايمان بمنزلة الرأس من الجسد و لا ايمان لمن لا صبر له.
[٢] صبرت و لم اطلع هواى على صبرى و اخفيت مالى منك عن موضع الصّبر\sُ مخافة ان يشكو ضميرى صبابتى\z الى دمعتى سرّا فيجرى و لا ادرى\z\E
[٣] يعنى: عشق تو را از صبر و صبر را از عشق خبر نكردم و نگفتم تو محبوب من هستى( شعرانى).