إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١١٦ - گفتار بزرگان در كوتاه كردن آرزو
و ديگرى گفته:[١] اى كسى كه آرزوهايى دارى، و در سر راهت مرگ قرار دارد، چه بسيار مردمان به دنيا آمدند و رفتند و در زمان ما مردند و چه بسيار پس از ما مىآيند و هلاك مىگردند.
گفتار بزرگان در كوتاه كردن آرزو
امام حسين ٧ فرمود:[٢] اى پسر آدم، تو همچون روزگار هستى كه روزى كه بگذرد، قسمتى از (عمر و نيروى) تو كم مىگردد.
به بزرگى گفتند:[٣] حالت چطور است؟ گفت: از مرگ غفلت كردهام، گناهان مرا احاطه كردهاند و اجل با شتاب به سويم مىآيد، نمىدانم به چه سختىهايى مىافتم، و كيست كه حالش از من بدتر باشد و خطرش بيشتر؟
سپس به گريه افتاد.
«ابو العتاهيه» (كه از شعراى عرب بود) به عيادت، ابى نواس شاعر- كه در آخرين لحظات زندگى به سر مىبرد- رفت.
پرسيد: خود را چگونه مىبينى؟
ابو نواس، در پاسخ اين اشعار را قرائت نمود:[٤]
[١]\sُ يا ايّها المطلق اماله\z من دون امالك اجال\z كم ابلت الدّنيا و كم جددّت\z فينا و كم تبلى و تغتال(*)\z\E(*) علّامه شعرانى: تهلك: نابود مىكند
[٢]
ُ قال الحسين ٧: يا ابن آدم انّما انت ايّام كلّما مضى يوم ذهب بعضك
[٣] قال بعضهم لرجل كيف اصبحت؟ فقال اصبحت و اللَّه في غفلة من الموت مع ذنوب قد احاطت بى و اجل مسرع اقدم على هول لا ادرى على ما اقتحم فمن أسوأ حالا منّى و اعظم خطرا ثمّ بلى
[٤]\sُ دبّ(*) في الفنا سفلا و علوا\z و ارانى اموت عضوا فعضوا\z ذهبت جدّتى بطاعة نفسى\z فتذكّرت طاعة اللَّه نضوا\z ليس من ساعة مضت بى الّا\z نقصى بمرها لى جزء\z قد أسأت كلّ الاسائة فاللّهمّ\z صفحا عنّا و عفوا عفوا\z\E(*) علّامه شعرانى: دب دبيبا يعنى: ذهب و سرى خفيا ...
: به طور مرموزى نابودى در همه اعضاى من نفوذ كرده است