إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٢١ - زهد و پارسايى امير المؤمنين على
بستند، سپس فرمودند: كسى كه نفس (و شكم) خود را گرامى بدارد؛ خوار و ذليل مىگردد و هر كس آن را خوار كند، بزرگ و ارجمند مىشود چه بسا كسى در دنيا گرسنه و بىچيز باشد؛ در آخرت بهرهمند و غرق در نعمت گردد و چه بسا كسى در دنيا غنى و در ناز و نعمت باشد و لباس ارزشمند بپوشد، اما در قيامت محتاج و عريان باشد، و چه بسا كسى از سهم بيت المال خود در كنار پيامبر ٦، به نوايى برسد، اما در آخرت، بهرهاى نيابد، و آگاه باشيد كه كار اهل نجات چون كسى است كه در بلندى زمين خانه بسازد و از دسترس سيل در امان بماند و عمل اهل آتش چون كسى است كه در زمين گودخانه بسازد و سيلاب آن را خراب كند و چه بسا يك ساعت شهوترانى يك عمر پشيمانى به دنبال داشته باشد.
زهد و پارسايى امير المؤمنين على ٧
اما حضرت سيد الوصيّين، تاج العارفين و داماد پيامبر رب العالمين امير المؤمنين ٧، حالاتش روشنتر از اين است كه در بارهاش گفتگو شود «سويد بن غفله»[١] گويد: پس از بيعت با على ٧ بر او وارد شدم، ديدم بر يك قطعه حصير كوچك نشسته و غير از آن چيزى در خانه حضرت به چشم نمىخورد، پرسيدم: يا على ٧ بيت المال در دست شما است، ولى ما يحتاج خانه را هم ندارى؟
فرمود: اى پسر غفيله! خانهاى كه بايد آن را ترك نمود، وسايلى لازم ندارد
[١] سويد بن غفلة بن عوسجة بن عامر جعفى، از كبار تابعين و موصوف به زهد و فروتنى بوده، پس از دفن پيامبر ٦ وارد مدينه شد و در رديف اصحاب خاص على ٧ در آمد و عمر درازى يافت و در سال هشتاد يا هشتاد و يك يا دو، از دنيا رفت و گفتهاند يك صد و بيست سال يا بيشتر عمر كرد.( شعرانى).