إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤١٩ - زهد و پارسايى حضرت نوح
خرسند باش كه جلو گرسنگى تو را بگيرد، و به لباسى كه عورتت را بپوشاند، و در مصيبتها و پيش آمدهاى ناگوار، پايدارى را پيشه خود ساز، و چون ديدى كه دنيا به سويت روى آورد؟ با گفتن:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ استرجاع كن، و بگو كيفرى است كه در دنيا به سويم شتاب نموده و چون ديدى كه دنيا به تو پشت كرده، بگو خوشا به شعار صالحان اى موسى، سلطنت و شوكت فرعون تو را به سوى خود جلب نكند، زيرا خوشى و شاديش، موقّت و كوتاه است.
زهد و پارسايى عيسى ٧
اما حضرت عيسى بن مريم، روح اللَّه و پيامبر خدا ٧ مىفرمود: خادم من دستها و مركب من پاها و فرش من زمين، و پشتى (و متكاى) من، سنگ، و گرمشدنم در زمستان به وسيله خورشيد، و چراغم در شب نور ماه، و نان خورش من، گرسنگى، و شعارم ترس (از خدا)، و لباسم پشم، و ميوه و عطر من چيزهايى است كه از زمين براى حيوانات مىرويد، و شب را مىگذرانم، بدون ذخيره، و صبح مىكنم، بدون اينكه مالى داشته باشم، و در عين حال غنىترين مردم هستم و بر روى زمين از من غنىتر يافت نمىگردد.
زهد و پارسايى حضرت نوح
اما نوح ٧ با اينكه «شيخ المرسلين» بود و عمر درازى كرد، و در برخى از روايات تا دو هزار و پانصد سال نوشتهاند، ولى در عين حال خشتى روى خشتى نگذاشت و با اين حال دنيا را ترك كرد.
صبح كه مىشد مىفرمود: ممكن است تا شب زنده نمانم و شب مىگفت:
ممكن است تا فردا زنده نمانم.