إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٩ - باب چهارم ارزش زهد يا ترك دنياپرستى
دلش رخت مىبندد و هر كس بر آن حرص ورزد، جز دورى، از آن سود نمىبرد و خشم خدا را مىخرد، در صورتى كه حريص و زاهد، به يك اندازه مىخورند و از روزىشان چيزى كاسته نمىگردد، پس چرا آتش را براى خود بخرد، و حال آنكه همه خوبى در لحظهاى صبر به دست مىآيد و راحتى دراز و سعادت بسيار در پى دارد.
و مردم دو دستهاند: كسانى كه دنيا را مىطلبند، تا به آن برسند، اما هلاك مىشوند و كسانى كه آخرت را مىخواهند، و به آن مىرسند و نجات مىيابند اى انسان بدان كه: آنچه از دنيا از دستت برود، زيانى به تو نمىرساند، و در صورتى كه آخرت را به دست آورى، سختيهاى دنيا برايت مضر نيست، و اگر از آخرت بهرهاى نداشته باشى؛ مال و ثروت دنيا به تو سودى نمىرساند.
عمر بن عبد العزيز به حسن بصرى نوشت: مرا موعظه كن؟ و او در پاسخ نوشت: بالاترين چيزى كه كار تو را به اصلاح مىآورد، زهد در دنياست كه زهد با يقين و يقين با فكر بدست مىآيد و فكر همان عبرت گرفتن است.
پس اگر درست فكر كنى، خواهى ديد كه نمىتوان دل را به همه آن خرسند نمود، پس چگونه به بعضى از آن قانع مىگردى؟ و اگر درست بينديشى، در مىيابى كه سزاوار است با سبك شمردن دنيا خود را اكرام نمايى و هميشه به ياد اين آيه باش:
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً[١]: و هر انسانى، اعمالش را بر گردنش آويختهايم؛ و روز قيامت، كتابى براى او بيرون مىآوريم كه آن را در برابر خود، گشوده مىبيند (اين همان نامه اعمال اوست) پس كسى كه حسابت را به خودت واگذار كرده، به عدالت با تو رفتار كرده است.
چنان كه مىفرمايد:
[١] اسراء/ ١٣