إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥١ - پاسخ منفى به آرزوى بازگشت
گرماى آن مردم در آزار و عطش بر آنها غلبه مىكند و همه بدنشان را عرق فرا مىگيرد و با بدن برهنه و تشنه برانگيخته شوند و زبانشان در دهان آويزان گردد، در اين موقع چنان گريه مىكنند كه اشكشان تمام شود و بعد به جاى آن خون گريه مىكنند.
حسن بن محبوب، از يونس بن ابى فاخته[١] روايت كرده كه گفت: امام سجّاد را ديدم كه وقتى به گورستان رسيد، گريه سختى نمود و فرمود! آه چرا عمر خود را در غير طاعت خدا تباه كردم و چنانچه سزاوار بود، او را عبادت نكردم، تا هم از عذاب او نجات يابم و هم به درجات عاليه برسم.[٢]
پاسخ منفى به آرزوى بازگشت
آرى در قرآن آمده كه:
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ هر گاه يكى از آنها را مرگ فرا رسد، مىگويد: خدايا مرا بازگردان، شايد براى جبران گذشته عمل صالح به جا آورم (و از مالم صدقه دهم)؟! ملك الموت مىگويد:
«كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها»: نه چنين است، او فقط حرف مىزند يعنى اگر به دنيا بازگردد، و عمر دوباره يابد، باز هم به همان روال گذشته
[١] يونس ابن ابى فاخته در روايات نداريم و گويا تصحيف ثوير باشد، زيرا ثوير به ابى فاخته مكنّاست.
[٢] منظور امام ٧ ترك نماز نيست( نعوذ باللَّه) و كسى چون او خدا را عبادت نكرده، اما حسنات الابرار سيّئات المقرّبين است و حضرت مىخواسته به شيعيان درس عبادت بياموزد.