إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٧ - وحى خدا به يكى از پيامبران
مانند پرندهاى كه در بيابانهاى خشك يكه و تنها به سر مىبرد، و خوراكش، از تك درختهايى است (كه گهگاه پيدا مىشود) و هنگام شب به لانهاش پناه مىبرد و از ترس با پرندهاى خو نمىگيرد، پس وقتى كه از مردم گريزان بودى با خدا انس مىگيرى، و كسى كه با خلوت مأنوس شد، به خدا پناه مىبرد، و سختيهاى تنهايى و پايدارى بر آن، از عاقبت آميزش با مردم، آسانتر است، تنهايى شيوه زندگى صدّيقين است، و آميزش با خلق، نشانه بدبختى و دام انسان است، كه فتنه و آزمايش بزرگ است، زيرا هر كس با مردم معاشرت كند، خواهى نخواهى با آنها مدارا مىكند، و كسى كه مدارا كند، به رياء دچار مىشود و با آنها نرمى و انعطاف به خرج مىدهد، و سعى دارد كه آنها را نرنجاند، و دوستى خدا و نرنجاندن و معاشرت مردم، جمع نمىگردد.
پس كسى كه بخواهد دينش سالم بماند و بدنش استراحت كند و روحش آرام باشد، بايد از مردم كناره بگيرد، زيرا امروزه زمان ترس و وحشت است و خردمندى كه خيرخواه خود باشد، تنهايى را ترجيح مىدهد و به آن دل مىبندد و گمان ندارم كه عارف، از انس با خدا، وحشت پيدا كند، پس تنهايى را سر لوحه خود سازيد و در پشت ديوارها بخزيد، و نامتان را از اذهان مردم محو كنيد، تا از آشوبها در امان بمانيد.
حضرت امير ٧ در باره فتنه چنين زمانى فرمود:[١] در اين زمان، (دين) كسى سالم نمىماند، مگر مؤمنى بىنام و نشان، كه اگر حاضر باشد، كسى او
[١]
ُ قال علىّ ٧: ذلك زمان لا يسلم فيه الّا كلّ مؤمن نومة اذا شهد لم يعرف و اذا غاب لم يفتقد اؤلئك مصابيح الهدى و اعلام السرى ليسوا بالمسابيح و المذاييع البذر اؤلئك يفتح اللَّه عليهم ابواب رحمته و يسدّ عنهم ابواب نقمته.