إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٠٩ - باب بيستم خطبهاى رسا و مفيد در موعظه و اندرز
گواهى مىدهند و دو فرشته نگهبان مراقب كارت مىباشند و از چپ و راست تو را مىپايند؟
آرى گفتههاى نيك و زشتت را مىنويسند و به حسابت مىگذارند و مرگ چونان برق جهنده تو را مىربايد و اگر همه پادشاهان ياريت دهند، از دفعش ناتوانند، در آن هنگام است كه: پشيمانى چون خوره به جانت ريشه مىدواند، اما چه سود؟ روزى كه تكههاى پراكنده بدنها از هر سو به جنبش آيد و با «نفخه صور» به پا خيزند، و هر كس را فرشتهاى به محضر دادگاه حق آرد اينجاست كه برادر از تو مىگريزد و تو را فراموش مىكند، و دوستان از تو روى برتابند و تو را برانند، كه خود نوحهگر كارهاى خويشند.
زن و فرزند نيز پناهت نتوانند داد، و همه تو را به خود واگذارند چرا كه از اين روز هولناك غفلت نمودى، مگر نه چشم بينا به تو دادند تا ببينى و شك را برطرف سازى؟! در آن روز اشك حسرت و اندوه بر گونهات روان و غلطان است و از ترس جگرت پاره پاره.
در آن روز زيانكار پناهى ندارد و آتش از هر سو به سوى وى زبانه كشد، و فرشته شاهد گويد: اين نتيجه عمل تو است، كه من آن را براى امروز نگاه داشتم، آنگاه است كه دوزخ كسانى را كه گمان داشتند عزيزند، ذليل سازد، و گويد: شما بوديد كه فخر و تكبر پيشه خود ساختيد و يا به خدا شرك ورزيديد؟ پس ايشان را با خوارى تمام، در درون آتش اندازند، كه بچشيد نتيجه اعمال خود را چرا كه خدا وعده داده كه در آن روز به عدالت داورى كند و امور را از هم فيصله دهد و داد ستمديده را از ستمكار بستاند، و مىفرمايد: