عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٠ - معاشران ناباب
هرزهگوى بدكار، احمق، دروغگو.
اما هرزهگوى بدكار: كردارش را برايت مىآرايد و مىخواهد كه مانند او باشى و تو را در كار دنيا و آخرت كمك ندهد.
نزديكى با او جفاست و سخت دلى و ورود بر او و خروج از منزل او براى تو ننگ است.
اما احمق: تو را به خيرى واندارد و براى دفع بدى از تو اميدى به او نيست و اگر چه خود را به تلاش اندازد و بسا كه خواهد به تو سودى رساند و زيانت بخشد پس مرگ او از زندگيش بهتر است و خموشى او بهتر از گفتار اوست و دورى از او بهتر از نزديكى با او است.
و اما دروغگو: زندگى با او بر تو گوارا نيست، هر چه گويى به ديگران باز گويد و براى تو از ديگران سخن آورد و هر زمانى افسانهاى به سر رسانيد، افسانهاى مانند آن به دنبال آن چسباند، تا آنجا كه اگر راست هم گويد از او باور نشود و ميان مردم دشمنى افكند و آنان را از هم جدا كند و در سينه كينهها بروياند، از خداى عزوجل بپرهيزيد و خود را بپاييد[١].
عن ابى عبدالله ٧: لاينبغى للمسلم ان يؤاخى الفاجر ولا الاحمق ولا الكذاب[٢].
امام صادق ٧ مىفرمايد: براى مسلمان سزاوار نيست با بدكار و احمق و دروغگو رفاقت كند.
[١] -الكافى: ٢/ ٦٣٩، باب من تكره مجالسته ومرافقته، حديث ١؛ وسائل الشيعة: ١٢/ ٢٨، باب ١٥، حديث ١٥٥٥٦.
[٢] -الكافى: ٢/ ٣٧٥، باب مجالسة اهل المعاصى، حديث ٥؛ وسائل الشيعة: ١٢/ ٢٩، باب ١٥، حديث ١٥٥٥٨.