عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤ - غفلت، ريشه امراض روحى
هماهنگ با واقعيتهاى الهى باشد.
و چه بسا فريفته شوى به آنچه ديگران به تو گمان دارند كه تو خوف الهى دارى و اظهار ندامت و پشيمانى مىكنى، در حالى كه حضرت حق در دل تو خلاف آن بيند و ملاحظه كند آنچه از تو بروز مىكند از صميم قلب نيست، آه كه اين غرور چه غرور خطرناكى است!!
و چه بسا كه خود را به زور و جبر و از روى بىميلى به عبادت وادار كنى، در حالى كه حضرت حق از تو عبادت با شوق و خالصانه خواسته و تو به آن عبادت زورى مغرور شوى و تصور كنى در درگاه حضرت دوست كارى كردهاى، راستى اين غرور چه نفعى به حال تو دارد، آيا از اين حال غير خسارت در دنيا و آخرت چيز ديگرى نصيب تو خواهد شد!
و چه بسيار كه به دانش و نسب خود افتخار كنى و از عيوبى كه در درياى وجودت موج مىزند و خدا بر آن آگاه است غافل باشى و خلاصه تصور كنى خيلى شايستهاى در حاليكه حق مىداند خيلى بد و آلودهاى!!
و چه بسا باشد در حال دعا باشى و به خيال خود خدا را مىخوانى در حالى كه منظورت غير است و به اين دعاى دور از حقيقت مغرور شوى و تصور كنى اهل دعايى در حالى كه اهل ريايى!!
كه با دل آلوده و قلب تاريك و خدعه و نيرنگ آن هم در حريم حرم دوست كسى به جايى نرسد، بلكه به هلاكت و بدبختى خود كمك مىكند.
حاصل آن كه چنان كه كوفتههاى مزمن بىقلع ماه به اصلاح نمىآيد، امراض روحانى هم بىرادع قوى از نفس سلب نمىشود، چنان كه اين ضعيف، از مؤمنى شنيدم كه مىگفت:
از من در اوايل سن خلاف شرعى واقع شد و از آن عمل توبه كردم و بعد از چند