عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٠ - عيسى و شخصى معجب
عجب از كسى كه منكر مرگ است، در حالى كه هر شب و روزى مىميرد و عجب از كسى كه جهان بعد را منكر است، در حالى كه جهان فعلى را مىنگرد و عجب از كسى كه براى خانه فنا كار مىكند، در حالى كه عمل براى خانه بقا را ترك كرده است[١].
|
صاحبا عمر عزيز است غنيمت دانش |
گوى خيرى كه توانى ببر از ميدانش |
|
|
چيست دوران رياست كه فلك با همه قدر |
حاصل آن است كه دايم نبود دورانش |
|
|
آن خدايى است تعالى ملك الملك قديم |
كه تغير نكند ملك جاويدانش |
|
|
جاى گريه است بر اين عمر كه چون غنچهگل |
پنج روز است بقاى دهن خندانش |
|
|
دهنى شير به كودك ندهد مادر دهر |
گر دگر باره به خون در نبرد دندانش |
|
|
مقبل امروز كند داروى درد دل خويش |
كه پس از مرگ ميسر نشود درمانش |
|
|
خوى سعدى است نصيحت چكند گر نكند |
مشك دارد نتواند كه كند پنهانش[٢] |
|
[١] -الأمالى، طوسى: ٦٦٣، حديث ١٣٨٧؛ بحار الأنوار: ٧٥/ ١٤٢، باب ٢١، حديث ٤.
[٢] -سعدى.