عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٩ - عيسى و شخصى معجب
در پاسخ عيسى، انديشهاش را بيان كرد و اين كه آلودگى عجب گريبانش را گرفت، عيسى فرمود: خود را به جايى واداشتى جز آنجا كه خدايت واداشته و بدين جهت مورد خشم خدا شدى، از آنچه كه گفتى به درگاه حضرت حق توبه كن. سپس امام صادق ٧ فرمود: آن مرد توبه كرد و به مقامى كه خدا به او داده بود بازگشت[١].
امام صادق ٧ مىفرمايد:
دو نفر وارد مسجد شدند، يكى عابد و ديگرى فاسق، پس از مدتى از مسجد خارج گشتند در حالى كه فاسق صديق شده بود و عابد فاسق و اين به خاطر اين بود كه عابد در مسجد به عبادتش نازيد و فاسق در مسجد بر فسقش پشيمان شد و به راه توبه رفت[٢].
از امام صادق ٧ روايت شده:
خداوند به داود خطاب كرد: اى داود! گناهكاران را بشارت ده و صديقان را بترسان، عرضه داشت: چگونه؟!
خطاب رسيد به گناهكاران بگو: توبه را قبول مىكنم و از گناه مىگذرم و به نيكان بگو: بترسيد از اين كه به اعمالتان بنازيد؛ زيرا بندهاى نيست كه عجب او را آلوده كند مگر اين كه هلاك گردد[٣].
ابو حمزه ثمالى از حضرت سجاد ٧ نقل مىكند كه حضرت فرمود:
از متكبر فخر فروش عجب دارم كه ديروز نطفه بود و فردا جيفه است، عجب از كسى كه در حق خدا شك دارد در حالى كه اين همه مخلوقات الهى را مىبيند،
[١] -الكافى: ٢/ ٣٠٦، باب الحسد، حديث ٣؛ بحار الأنوار: ١٤/ ٢٥٤، باب ١٨، حديث ٤٩.
[٢] -الكافى: ٢/ ٣١٤، باب العجب، حديث ٦؛ بحار الأنوار: ٦٩/ ٣١١، باب ١١٧، حديث ٦.
[٣] -الكافى: ٢/ ٣١٤، باب العجب، حديث ٨؛ بحار الأنوار: ٦٩/ ٣٢١، باب ١١٧، حديث ٣٧.