عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٢ - تفسير«الوسواس الخناس»
[الذي يوسوس في صدور الناس][١].
آن كه همواره در سينههاى مردم وسوسه مىكند.
وصف «الوسواس» به معناى اسمى، وصف «الخناس» است و دلالت به موصوف و منشأ با شعورى دارد.
فعل «يوسوس»، وسوسه صدر، جاى قلب و مقصود و محل بروز عواطف و انگيزهها مىباشد، امواج وسوسهها را مستمر مىرساند، الهامات و انگيزههاى گوناگون و متضاد در اين محل تلاقى مىنمايند و هر يك انديشه و خواست انسان را به سوى خود مىكشند.
و چون انسان پيوسته اثرپذير و در معرض و سوسهها و الهامات مىباشند، نبايد خود منشأ اصلى و انگيزنده اين واردات و آثار باشد و چون اينها حادث هستند بايد علل و اسباب محدثهاى داشته باشند و چون متضادند بايد علل و اسباب آنها مبادى مختلفى باشند كه بعضى خود ذاتا خير و منشأ خيرات است و بعضى شر و منشأ شرور، آن كه مبدأ خير است فرشته ناميده مىشود و آن كه مبدأ شر است شيطان خناس.
آن حال ترديدى كه براى انسان هنگام مواجه شدن با گناه و حرام لذتانگيز، يا ثواب و واجب مشقتآور پيش مىآيد نمودارى از اين جواذب متضاد درونى است، در اين حال احساس مىشود كه عاملى، انسان را به سوى زشتى و گناه ترك واجب مىكشاند و عامل ديگرى از آن باز مىدارد.
بيشتر مردم با آن كه پيوسته در معرض تأثير و جواذب اين عوامل مىباشند، يا يكسر از آنها غافلند يا چون محكوم حواسند آنها را معلول انگيزههاى حسى و يا
[١] -ناس( ١١٤): ٥.