عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٤ - تفسير«غاسق اذا وقب»
و پناهنده شود و با نظر ربوبى به حوادث و پديدههاى جهان بنگرد، از مواجهه با آنچه شر مىنمايد امنيت مىيابد و در درون هر حادثه شر نمايى خيرى يا مقدمه خيرى مىنگرد و با بينش وسيع و نيروى ارادهاى كه در حريم رب مىيابد، مىتواند هر حادثهاى را رو به خير و مقاصد برتر بگرداند و بالاى امواج حوادث به سوى ساحل خير پيش رود.
و به عكس براى فرد تنها و بىپناهى كه خود را از حريم پناهندگى رب بر كنار داشته و در ميان و درون حوادث واقع شده، هر موج حادثه و هر پديدهاى كه از گريبان آفرينش، يا از درون اجتماع يا از باطن انديشهها سر زند، شر مىنمايد و در مسير شرش پيش مىبرد.
|
تا اختيار كردم سر منزل رضا را |
مملوك خويش ديدم فرمانده قضا را |
|
|
تا ترك جان نگفتم آسوده دل نخفتم |
تا سير خود نكردم نشناختم خدا را[١] |
|
تفسير «غاسق اذا وقب»
[و من شر غاسق إذا وقب][٢].
و از زيان شب هنگامى كه با تاريكىاش درآيد [كه در آن تاريكى انواع حيوانات موذى و انسانهاى فاسق و فاجر براى ضربه زدن به انسان در كميناند].
[١] -فروغى بسطامى.
[٢] -فلق( ١١٣): ٣.