تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥٦ - نامه پندآميز امام سجاد
عام و خاصّ مردم را بدرگاهشان معمول داشتى كه از عهده برجستهترين وزيرانشان و قوىترين يارانشان هم بر نمىآمد. وه كه چه ناچيز است عطايشان به تو در مقابل آنچه از تو گرفتند! و چه كم براى شخصيّت تو عمل كردند! تا چه رسد به ميزان خرابيشان بر تو! بحال خود انديشه و فكر كن، زيرا هيچ كس جز خودت بدان نمىانديشد، و همچون يك فرد مسئول به حساب شخصت رسيدگى كن.
و بيانديش كه شكرانه آن كس را كه در طول زندگى- خردسالى تا پيرى- تو را تغذيه كرده چگونه پاس داشتهاى؟ چقدر از اين موضوع در هر اسم كه در شمار جماعتى باشى كه خداوند [در سوره اعراف ذيل آيه ١٦٩] در كتابش فرموده:
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا، يعنى: «پس، از پى ايشان [كه نيكان و دادگران بودند] آيندگانى [بدكار] جانشين شدند كه كتاب را به ميراث بردند، كالاى ناپايدار دنيا را مىستانند و گويند بزودى ما را بيامرزند»، تو در سراى جاودان و هميشگى نيستى، بلكه در جهانى بسر مىبرى كه در آن نداى كوچ سر داده شده، مگر زنده ماندن آدمى پس از مرگ رفيقانش چقدر است؟! خوشا به حال كسى كه در اين سرا هراسان است و بيمناك! و بدا بحال آن كس كه بميرد و پس از او گناهانش بماند! بهوش باش كه آگاه و بيدار شدى، و بشتاب كه هنوز فرصت دارى، تو با كسى معامله ميكنى كه عارى از جهل است و بىشكّ آن كسى كه مواظب تو است غفلت ندارد، مهيّا شو كه سفرى دور و دراز در پيش دارى كه زمانش نزديك شده، و به درمان گناهت پرداز كه براستى مرض سختى بدو راه يافته.
مبادا فكر كنى كه من [با اين سخنان] قصد دارم تو را سركوفت زده و يا سرزنش نمايم و يا نكوهش كنم، [نه اين طور نيست] بلكه ميخواهم كه خداوند انديشه و فكر تباهشدهات را دوباره جان دهد، و دين فراموششدهات را بتو باز گرداند، و در اين بين فرمايش خداوند متعال را در كتابش بياد آوردم كه مىفرمايد:
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ، يعنى: «و يادآورى كن و پند ده، كه يادآورى و پند مؤمنان را سود مىرساند- ذاريات: ٥٥».
تو پند و اندرز كهنسالان و نزديكان درگذشتهات را رها ساختى (يعنى: در فهم و رعايت آن سهل انگارى كردى)، و از پس ايشان همچون گوسفندى شاخ شكسته [تنها] بجا ماندى. ببين آيا ايشان نيز همچون تو گرفتار شدند؟ يا مانند تو