تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٤ - سخنرانى آن حضرت
مورد او صادق بود، و آنگاه كه هيچ موجودى نبود تا معلوم واقع شود او ميدانست، و آنگاه كه مقدورى نبود او قادر و توانا بود (آنگاه كه هيچ معلوم و مقدورى نبود او ميدانست و توانا بود) اين طور نيست كه فقط از هنگامى كه دست به آفرينش زد؛ آفريننده محسوب شود، بلكه قبل از خلقت و ايجاد؛ خالقيّت و آفرينندگى در مورد او مصداق داشته است، از هيچ؛ آنها را از هم جدا نمود و با هيچ آنها را به هم درآميخت، بىهيچ تلاش و كوششى همه را اندازهگيرى نمود.
اوهام را به ذاتش راهى نيست، و نه فهم، حقيقتش را دريابد. كلمه «متى» به معنى «كى؟ چه زمانى؟» محدودش نساخته و نشان دهنده وقت معيّنى براى او نيست[١] كلمه «قد» به معنى «قرب زمانى» او را نزديك نسازد، و ترديد و احتمال حجاب او نشود، و كلمه «مع» به معنى «با» او را قرين و همراه چيزى نكند، و بكارگيرى ضمير غايب «هو» در مورد او به اين معنا نيست كه خداوند مظروف است و در محدوده زمان قرار گرفته است، هر آلتى به همانند خود اشاره دارد، و فعّاليّت هر چيزى در محيط خود آنها است، و توسّل به ابزار دليل نيازمنديست، و تضادّ بين دو چيز خبر از ناهمتائى دهد، و آلات خود را محدود سازد، و هر شبيه به همانند خود بازگردد، هر پديد آمدهاى نشانگر و معرّف وقت خويش است. و به كمك نامها صفاتشان متمايز شود، و به عناوين؛ همتا و همسان جدا مىگردد، و حوادث و پديدهها به آنها برميگردد.
ابتدا و زمان داشتن باعث شده است كه اشياء و موجودات، قديم نباشند، و قرب زمانى داشتن، آنها را از ازلى بودن بازداشته، و «لو لا» (نبود چيزى در اثر وجود چيز ديگر) حتميّت تحقّق را از آنها سلب مىسازد، افتراق و جدائى آنها دليل و
[١] ترجمه اين عبارت بر اساس نسخه« توحيد» و« عيون» است، كه در آن دو بجاى
ُ« تفوته»« توقّته»
آمده است، و همچنين آنجا كه ميگويد:
ُ« لا تشتمله هو»
بنظر ميرسد تصحيفى از سوى نسخه برداران باشد، و صحيح آن:
ُ« لا تشتمله حين»
باشد، همچنان كه در آن دو كتاب آمده، و در نهج البلاغه
ُ« لا يشمل بحدّ»
است، و ترجمه متن بر اساس نسخه عيون و توحيد مىباشد.