تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤٠ - نامه آن حضرت
مختار شدهام، پس اگر بجاى خوبى بدى كنم، بر همان عمل مجازات خواهم شد.
و نيز از امير المؤمنين ٧ نقل شده كه پس از بازگشت از شام (جنگ صفّين) در پاسخ به پرسش مردى كه پرسيد: اى امير مؤمنان بفرمائيد حركت ما با شما آيا به قضاء و قدر الهى بود؟ فرمود: آرى، اى پيرمرد، از هيچ تپّهاى بالا نرفتيد و به هيچ درّهاى سرازير نشديد مگر به قضاء و تقدير الهى، پرسيد: اى امير مؤمنان آيا رنج و زحمتى كه من در اين راه بردهام بحساب خداى گذارم؟ فرمود: خموش اى پيرمرد، كه بىشكّ خداوند به ازاى [رنج] اين سفر و راهى كه پيموديد، و هر مكانى كه منزل كرديد، و در برگشت شما كه بازمىگشتيد [در تمامى اين مراحل] به شما اجر و پاداشى عظيم داده است، چرا كه شما در هيچ يك از كارهايتان نه مجبور بوديد و نه ناچار. مبادا پنداشتهاى كه آن؛ قضائى قطعى و تقديرى حتمى بوده؟! اگر مطلب اين چنين بود در اين صورت پاداش و كيفر بيهوده گشته، و تشويق و تهديد بىمعنى مىبود، و ديگر چيزى پابرجا و ثابت نمىماند، اين اعتقاد بتپرستان و دوستان شيطان است، بدرستى خداى جليل و عزيز با دادن اختيار؛ أمر و فرمان داده، و براى برحذر ساختن نهى فرموده، نه اطاعت از او با اكراه و زور است و نه از سر قهر و چيرگى بدون اختيار نافرمانى و معصيت شده، و نه آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست بيهوده و عبث آفريده! اين پندار كسانى است كه كفر ورزيدند، پس واى بر آنان- كه كافر شدند- از آتش [دوزخ]، آن شيخ برخاست و سر امير المؤمنين را بوسيد و اين دو بيت را سرود و مىگفت:
|
أنت الإمام الّذي نرجو بطاعته |
يوم النّجاة من الرّحمن غفرانا |
|
|
أوضحت من ديننا ما كان ملتبسا |
جزاك ربّك عنّا فيه رضوانا |
|
|
فليس معذرة في فعل فاحشة |
قد كنت راكبها ظلما و عصيانا |
|
توئى آن امامى كه در پرتو طاعتش اميد داريم، روز قيامت از خداى رحمان آمرزش را، امور مشكل دين را براى ما روشن ساختى، پروردگارت به ازاى اين كار از جانب ما رضوان را بتو پاداش دهد، هيچ عذرى در كار بد و زشت من نيست، چرا كه از سر ظلم و سركشى مرتكب آن شدم.
پس بتحقيق امير المؤمنين ٧ موافق و مناسب قرآن راهنمائى و دلالت فرموده، و آن با [مذهب] جبر و تفويضى كه اعتقاد و پيروى از آن دو باطل و كفر؛ و مايه