تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١٤ - تعريف آن حضرت
امام، امانتدارى است همراه و رفيق، و پدرى است خيرخواه، و برادرى است مهربان، و همچون مادرى است به كودك خردسالش نيكوكار، و پناهگاه بندگان است.
امام، امين خدا در زمين و مخلوقات، و حجّت او بر بندگان، و خليفهاش در سرزمينهاى او است، و دعوتكننده بسوى خدا و نگهدارنده و مدافع حريم او است.
امام، از گناهان پاك است و از هر عيبى بركنار، و به دانش مخصوص است، و به حلم و بردبارى معروف، اساس و نظام دين، و موجب عزّت اهل اسلام و مايه خشم منافقان و هلاكت كافران است.
امام يگانه عصر خويش است، نه كسى به پايهاش برسد و نه دانشمندى همطراز او باشد و نه جايگزينى دارد، [امام] عارى از هر مثل و مانندى است، و تمام فضائل- بىهيچ سعى و درخواستى- مخصوص او است، بلكه اين ويژگى و امتياز از جانب خداوند با فضل و بخشش بدو عنايت شده است، پس [با اين اوصاف] ديگر چه كسى به معرفت امام رسد يا كنه وصفش را دريابد؟! هرگز هرگز! خردها ناكامند، و افكار سرگردان و انديشهها حيران، و سخنسرايان ناتوانند، و شاعران خسته، و اديبان بىزبان، و زبان آوران به لكنت افتند، و دانشمندان خاموشند از اينكه بتوانند يكى از شئون و فضائل او را وصف كنند، و در نتيجه جملگى به عجز و كوتاهى معترفند، پس چگونه ممكن است تمام اوصاف امام بيان شود، يا بتوان حقيقت او را شرح داد و جانشينى برايش يافت كه جاى او را بگيرد؟ از كجا؟ در حالى كه او بمانند ستاره؛ از دسترسى دستيازان و شرح واصفان بدور است، آيا پنداشتهاند كه اين مقام جز در آل پيامبر ٦ يافت شود؟ بخدا سوگند نفسشان به آنان دروغ گفته، و آرزوهاى باطل سست و ضعيفشان ساخته، زيرا به پرتگاهى بلند و سخت و به منزلى لغزنده پانهادهاند كه سرانجام قدمهايشان لرزيده و به گودال درافتند. از اين رو كه مىخواهند با رأى و نظر خود در صدد نصب امام برآيند، آنان را چه به انتخاب امام؟! حال اينكه امام دانائى است عارى از جهل، و زمامدارى است بىهيچ نيرنگ، [امام] بنياد و سرچشمه نبوّت است، نه در نسب داراى عيبى است و نه در حسب او را همطرازى، نژادش از قريش و اصلش از هاشم، و از خاندان رسول خدا- شرف اشراف- ٦ است، و فرع و شاخهاش عبد مناف. علم و دانش را بركت بخشد و حلم و بردبارى را كامل سازد، قوى و نيرومند در كار امامت، و داناى به سياست و شايسته