تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٨٤ - سخنانى كوتاه از امام كاظم
است، و راهش اينست كه براى افرادى كه جوياى دليل آن هستند- در پرتو آياتى كه تفسيرش مورد اجماع است و سنّتى كه همه قبولش دارند و عارى از هر اختلاف است- از كسانى كه اهليّت آن را دارند توضيح خواسته شود، ٤- و يا قانونى است كه عقول، حقّيتش را بپذيرند، و تمامى امّت- خاصّه و عامّه- نه بدان شكّ كنند و نه انكارش نمايند، و اين دو امر؛ از امر توحيد و يكتاپرستى و پائينتر آن، تا ديه يك خراش در بدن و آنچه بالاتر است جارى مىباشد، اينست ميزانى كه امر دين بر آن عرضه مىگردد، بنا بر اين آنچه برهان و دليلش برايت به ثبوت رسيد آن را بپذير، و آنچه صحّتش برايت مشخّص نگشت آن را ردّ كن، در نتيجه هر كس يكى از اين سه را (قرآن، سنّت، قانون عقلى) [براى ثابت كردن يك امر و حكم دينى] آورد، آن همان حجّت رسائى است كه خداوند در كلامش به پيامبرش فرموده كه: قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ: «بگو: حجّت رسا خداى راست، پس اگر مىخواست همه شما را راه مىنمود- انعام: ١٤٩»، آن حجّت رسا به فرد نادان مىرسد، پس آن را از سر جهلش درك مىكند همچنان كه فرد آگاه در پرتو علم و آگاهيش آن را در مىيابد، چرا كه خداوند عادل است و زور نمىگويد، با مردمان به آنچه مىدانند احتجاج مىنمايد، و ايشان را بدان چه مىفهمند فرا مىخواند نه بچيزى كه نمىدانند و نمىفهمند. در اين هنگام هارون الرّشيد آن حضرت را جايزهاى بخشيد و او را باز گرداند- و اين خبر طولانى است-.
سخنانى كوتاه از امام كاظم ٧ «در زمينههاى: حكمت، پند، زهد و امثال آن»
١- سزاوار فرد خداشناس اين است كه: نه خدا را در رساندن روزى كند شمارد، و نه در حكم و تقديرش او را متّهم نمايد.
٢- و مردى گفت: از آن حضرت در باره يقين پرسيدم (يعنى: چگونه مىشود به يقين رسيد)، فرمود: بر خدا توكّل كند، و مطيع او باشد، و به تقديرش راضى و خشنود گردد و تمام امورش را به خدا واگذار نمايد.
٣- عبد اللَّه بن يحيى[١] گويد: در دعائى كه براى آن حضرت نوشتم اين فراز بود:
[١] او عبد اللَّه بن يحيى الكاهلى است كه از چهرههاى درخشان اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام بشمار مىرود.