تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧٧ - سفارشات امام كاظم
دستهاند: ١- مرد نادان هواپرست، ٢- محصّل علم قرآن و خواندن آن، كه هر چه بر دانشش اضافه شود تكبّرش افزون مىگردد، كه در پرتو سواد و علم خود بر ديگران برترى جويد و گردن فرازى كند، ٣- و عابد نابخردى كه زيردستان خود را تحقير سازد، و ميل دارد كه او را گرامى دارند و احترام كنند، ٤- و فرد آگاه و داناى به راه حقّى كه دوست دارد به حقّ قيام كند ولى يا ناتوان است يا شكست خورده، و چون نمىتواند بدان چه مىفهمد قيام كند محزون و غمناك است، او از تمام مردم زمانش برتر، و در عقل و خرد برجستهتر است.
اى هشام؛ عقل و سپاهش را بشناس، و نيز جهل و سپاهش را، تا از راه يافتگان گردى، هشام گويد: گفتم: قربانت گردم ما چيزى جز آنچه به ما آموختهايد نمىدانيم.
پس آن حضرت ٧ فرمود: اى هشام، بدرستى كه خداوند «عقل» را آفريد و آن نخستين آفريده از روحانيان بود كه خداوند از جانب راست عرش خود از نورش خلق كرد، پس بدو گفت: باز گرد، بازگشت، سپس فرمود: پيش آى، پيش آمد، پس خداى جليل و عزيز فرمود: تو را مخلوقى بزرگوار آفريدم و بر تمامى مخلوقاتم گرامى داشتم، سپس «جهل» را از دريائى تلخ و تيره آفريد، و بدو گفت: بازگرد، بازگشت، سپس فرمود: پيش آى، ولى آن پيش نيامد، خداوند فرمود: آيا خود را بزرگ ديدى؟! پس او را لعن كرد، سپس براى عقل هفتاد و پنج لشكر مقرّر فرمود، و چون جهل؛ گراميداشت و عطاى الهى را نسبت به عقل مشاهده كرد كينه عقل را بدل گرفته و گفت: پروردگارا! اين آفريدهاى همچون من است، او را آفريدى و گرامى داشته و قوى ساختى، و من ضدّ اويم، در حالى كه فاقد هر نيرو و توانم، [پس] هر لشكرى كه بدو بخشيدى بمن نيز عطا فرما، خداى تبارك و تعالى فرمود: بسيار خوب، ولى اگر پس از آن مرا نافرمانى كنى تو و لشكرت را از جوارم بيرون رانم و از رحمتم دور سازم، گفت: پذيرفتم، پس خداوند او را هفتاد و پنج لشكر بخشيد، و از هفتاد و پنج لشكرى كه خدا به عقل ارزانى داشت [يكى از آنها] خير است و وزيرش عقل مىباشد، و ضدّ آن را شرّ قرار داد و وزيرش جهل است.
[سپاهيان عقل و جهل] ايمان، كفر؛ تصديق، تكذيب؛ اخلاص، دوروئى؛ اميدوارى، نااميدى؛ عدالت، بيدادگرى؛ خشنودى، ناخشنودى؛ حقّشناسى، ناسپاسى، بىطمعى،