تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٢ - سفارشات امام صادق
در نزد من جماعت خبر پراكن و سخن چين است. و نيز افرادى كه به برادران (همكيشان) خود حسادت مىورزند نه از من مىباشند و نه من از ايشانم. جز اين نيست كه دوستان ما تسليم دستور ما هستند و از فرامين ما پيروى مىكنند، و در تمام كارها به ما اقتدا مىنمايند. سپس فرمود: بخدا سوگند اگر يكى از شما بقدر تمام زمين به خدا [سكّه] طلا تقديم كند سپس بر مؤمنى حسادت ورزد او را با همان طلا در دوزخ داغ زنند.
پسر نعمان! فاشكننده سرّ [ما] مثل كشنده و قاتل ما با شمشير نيست، بلكه بار گناه او سنگينتر است؛ سنگينتر است؛ سنگينتر است.
پسر نعمان! هر كس كه حديثى بر عليه ما نقل كند [يا ببافد] از شمار كسانى باشد كه ما را بعمد كشته است نه به خطا! پسر نعمان! در روزگار برپائى حكومت جور؛ با افراد مشكوك بساز [راه بيا]، و با سلام و دعاى ظاهرى با ايشان روبرو شو، زيرا متعرّض چنين دولتى خود را به كشتن دهد و هلاك سازد[١]. براستى كه خدا مىفرمايد: وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ، يعنى: «خود را به دست خويش بهلاكت ميفكنيد- بقره: ١٩٥».
پسر نعمان! ما خاندانى هستيم كه شيطان پيوسته و دائما فردى را به جمع ما وارد ميكند كه نه از ما، و نه هم عقيده ما است، پس چون او را مشهور ساخت و مورد توجّه مردم شد شيطان به او دستور مىدهد كه بر ما دروغ ببندد، و بهمين منوال ادامه دارد، يكى كه رفت ديگرى از راه مىرسد.
پسر نعمان! كسى كه از او سؤالى علمى شود و در پاسخ بگويد: نميدانم، با علم به انصاف رفتار كرده است، و فرد مؤمن تا زمانى كه نشسته غضبش باقى است، و چون برخيزد غضبش فرو نشيند.
پسر نعمان! عالم نميتواند هر چه را كه ميداند بتو بگويد، چرا كه آن رازى است كه خدا پنهانى به جبرئيل خبر داده، و جبرئيل به محمّد ٦ سپرده و او به على، و على به حسن ٧، و حسن به حسين ٧، و حسين به على (امام سجّاد) ٧، و
[١] اين گونه تقيّه و مخفىكارى در صورتى جايز است كه اصول اسلام و از ضروريّات دين برپا بماند، و إلّا نه تنها جايز نيست بلكه حرام است. و از شيخ طوسى- رحمه اللَّه- نقل است كه گويد: اساسا تقيّه و مخفىكارى در اصول دين رخصت است نه عزيمت( يعنى جايز است نه واجب).