تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٩ - حقوق خويشاوندان
باشد.
٤٢- و امّا حقّ نصيحتكننده (يعنى مشاور) اين است كه در برابرش نرمش و ملايمت نشان دهى، و دل بدو دهى، و به سخنان او گوش دهى تا نصيحت او را دريابى و بفهمى، پس در آن نصيحت انديشه كن، كه اگر درست بود خدا را سپاس گوئى و از او بپذيرى و قدرشناسى كنى، و اگر [پس از انديشه دريافتى] سخنش موافق صواب نيست، ضمن اينكه با او مهربان ميباشى، متّهمش مسازى، و اين را بدانى كه در نصيحتت فروگذارى ننموده، جز اينكه اشتباه فهميده و به خطا افتاده است، مگر آنكه نزد تو سزاوار تهمت گشته باشد، كه بنا بر اين در هر حال به كار او هيچ اعتنائى مكن، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٤٣- و أمّا حقّ فرد كهنسال اين است كه او را بجهت [بالا بودن] سنّش محترم دارى و بخاطر اسلامش تجليل نمائى، اگر در اسلام داراى سوابق درخشانى بود او را [در همه حال] مقدّم دارى، و با او دعوا و كشمكش نكنى، نه در راه بر او پيشى گيرى و نه پيشاپيش او راه روى، و نه او را نادان شمارى، و چنانچه با تو جاهلانه رفتار كرد تحمّل كنى، و به حقّ اسلام و سنّش او را گرامى دارى، كه جز اين نيست كه حقّ سنّ به اندازه حقّ اسلام است، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٤٤- و أمّا حقّ فرد خردسال: مهربانى نمودن با او، پرورش او، آموزش او، گذشت و بخشيدن از او، پرده پوشى [بر عيوب] او، ملايمت با او و يارى كردن او، و پوشاندن خطاهاى كودكانه او- زيرا اين طرز رفتار موجب توبه و بازگشت است-، و مداراى با او، و عدم تحريكش [با عيبجوئى و خردهگيرى]، كه بىشكّ اين برخورد به هدايت و رشد او نزديكتر است.
٤٥- و أمّا حقّ سائل: عطا كردن به او وقتى صدق گفتارش را باور كردى، و توانستى نيازش را برآورى، و برايش در آن گرفتارى دعا كنى، و به خواستهاش جامه عمل پوشانى، و اگر در صدق گفتارش مشكوك بودى و او را متّهم مىدارى و قصد عطاى به او را ندارى، از اينكه آن از دامهاى شيطان باشد خاطر آسوده مدار، چه بسا ميخواهد تو را از بهرهات محروم سازد، و ميان تو و قرب به پروردگارت جدائى افكند، پس با پرده پوشى او را واگذار و با رفتارى خوش ردّ كن، و چنانچه در وضعى كه از او ميدانى بر نفس خود چيره و غالب آمدى و بدو چيزى دادى، همانا اين روش از استوارترين كارهاست.