تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٨ - حقوق خويشاوندان
حقّ بود در گفتگوى با طرف نيكو سخن گوئى، چرا كه ادّعا در گوش مدّعى عليه (يعنى آنكه بر عليه او ادّعا مىشود) بسيار سخت و ناراحتكننده و گوش خراش است، و براى گريز از دعوا بطور خلاصه و بنرمى و آرامش و روشنترين گفتار و لطف كامل با او بحث كنى، و با اين طرز رفتار دليل و برهانت را بر او عرضه دارى، و با كشمكش با او به قيل و قال از دليلت باز نمانى تا دليلت بر باد رود، و نتوانى آن را جبران كنى، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٣٩- و امّا حقّ كسى كه با تو مشورت مىكند اين است كه اگر فكر خوبى برايش دارى در خيرخواهى و نصيحت او بكوشى، و بر آن راهنمائى كنى؛ آنچنان كه اگر تو بجاى او بودى همان كار را مىكردى، و اين طرز رفتار بايد توأم با مهربانى و ملايمت باشد، زيرا ملايمت دلتنگى را بزدايد، و تندى و خشونت آرامش را به غم كشاند، و اگر برايش هيچ فكرى به ذهنت نرسيد ولى شخص ديگرى را مىشناسى كه به فكرش اعتماد دارى و براى خود مىپسندى بايد او را به وى راهنمائى و ارشاد كنى، در نتيجه تو با اين طرز رفتار نه در بارهاش كوتاهى كردهاى و نه هيچ راهنمائى را از او دريغ داشتهاى، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٤٠- و أمّا حقّ راهنمايت اين است كه چون تو را به نظرى كه موافق به نظر و فكر تو نبود راهنمائى كرد او را متّهم نسازى، زيرا مردمان در نظريات گوناگون بوده و داراى اختلافند، پس چنانچه به نظريهاش مشكوك بودى آزادانه عمل كن، ولى تهمت زدن به او- در حالى كه شايسته مشورت است- بر تو ممنوع و غدقن است، و پيوسته بپاس اين رفتار- كه بتو نظر داده و بخوبى خيرخواهى و نصيحت كرده- از او تشكّر ميكنى، پس چنانچه مناسب و موافق با تو نظر داد خدا را سپاس ميگوئى و آن را از برادرت با تشكّر مىپذيرى، و در جبران آن- چنانچه زمانى به تو پناه آورد و توسّل جست- منتظر فرصت ميباشى (تا جبران آن اخلاصى كه با تو ورزيده در آن روز كه از تو راهنمائى خواست بنمائى)، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٤١- و امّا حقّ كسى كه از تو نصيحت مىطلبد (نصيحت خواه) اين است كه شرط نصيحت را براه صواب تا آنجا برايش بجا آورى كه ميدانى قبول مىكند (يعنى به آن جامه عمل مىپوشاند) و همى كوش تا بگونهاى گوشنواز و در حدود عقلش با او سخن گوى، كه بىشكّ هر خرد و عقلى داراى سطح انديشهاى است كه آن سخن را مىشناسد و مىپذيرد، و بايد راه و روش تو با او توأم با مهر و محبّت