تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٥ - حقوق خويشاوندان
پروردگار را بياد تو مىآورد، و تو را به بهره و نصيبت فرا ميخواند، و بهترين ياران تو بر انجام فريضهاى كه خداوند بر تو تكليف كرده است مىباشد، بنا بر اين از او همچون كسى كه به تو احسان نموده تشكّر و قدردانى كن، و چنانچه خود در خانهات بدين امر اهتمام دارى [يا از وى غم و ناراحتى دارى]، نبايد به او در كارى كه براى خداست شك كنى، و يقينا بدانى كه او بر تو نعمتى است الهى، پس شكرانه اين نعمت الهى را در هر حال بجاى آر، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٢٩- و امّا حقّ پيش نمازت اين است كه بدانى او سفارت ميان تو و خدا، و نمايندگى تو را بدرگاه پروردگارت بعهده گرفته است، او از جانب تو سخن مىگويد نه تو از طرف او، او برايت دعا مىكند نه تو براى او، او در بارهات درخواست مىكند نه تو در باره او، و نگرانى و اندوه ايستادن در پيشگاه خداوند و درخواست نمودن از او را همو از تو كفايت كرده، پس چنانچه در قسمتى از اين امور كوتاهى يا تقصيرى صورت گيرد بر عهده اوست نه بر تو، اگر خطا كار باشد تو شريك او نيستى و او بر تو فضيلتى ندارد، پس جانش را سپر جان تو كرده، و نمازش را سپر نمازت، از اين رو بايد در مقابل آنچه كه بجا آورده است از او تشكّر و سپاسگزارى كنى، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٣٠- و امّا حقّ همنشين اين است كه با او نرمخو و خوش برخورد باشى، و در سخن گفتن با او انصاف بخرج دهى (يعنى: در سخن گفتن با او همان شيوه را پيش گيرى كه ميخواهى با تو داشته باشد)، و ديدهات را يكباره از او برنگير، و هر گاه با او سخن مىگوئى قصد تو فهماندن وى باشد، و چنانچه تو همنشين او بودى هر چند در برخاستن از نزد او آزادى، و او نيز چنانچه همنشين تو بود هر چند در برخاستن از مجلست مختار است، ولى تو جز با اجازه او برنخيز، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٣١- و امّا حقّ همسايه: در پشت سر و نبودش حفظ و نگهدارى او، و در حضورش گراميداشت و احترام او، و در حضور و غياب، يارى و كمك به او است. (در پشت سر او را حفظ كنى، و در حضور گراميش دارى، و در همه حال يارى و كمكت را از او دريغ مدارى)، نبايد از او عيبجوئى نمائى، و نيز نمىبايد از سر كنجكاوى به جستجوى بدى او پردازى تا آن را بفهمى. پس چنانچه از سر اتّفاق و بدون هيچ عملى بدان بدى پى بردى بايد براى حفظ و نگهدارى آنچه فهميدهاى همچون دژى محكم و پردهاى ضخيم باشى، كه چنانچه نيزهها سينهاى را