تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧٧ - از سخنان آن حضرت
پرتو دروغ و بهتان- تقرّب جستند، پس آن رهبران نيز ايشان را به كار گرفته و بر مسند رياست و قضا نشاندند، و بر گرده مردم سوار ساختند، و در سايه ايشان خود به چپاول دنيا پرداختند. و تو خود ميدانى كه مردم همراه زمامداران و حاكمان، دنياخواه مىباشند و غير از دنيا هدفى ندارند، مگر كسى كه خداوند محفوظش دارد.
و اين يكى از چهار تن است.
و دوم: فردى است كه از پيامبر ٦ مطلبى شنيده ولى در آن دچار اشتباه شده است و آن را درست حفظ نكرده و در عين حال قصد دروغ هم نداشته. [و شيوهاش بدين منوال است كه] آنچه در اختيار دارد بدان عمل مىكند و گويد:
«من آن را از رسول خدا ٦ شنيدم»، و اگر مردم مىدانستند كه او دچار اشتباه شده از او نمىپذيرفتند، و خود او نيز چنانچه به اين مطلب واقف بود آن حديث را ترك مىگفت. و اين هم دوم فرد است.
و سوم: شخصى است كه مطالبى از رسول خدا ٦ شنيده است كه ابتدا بدان امر فرموده سپس از آن بازداشته، ولى او [از حكم بعد] خبر نيافته، يا از كارى بازداشته سپس بدان امر فرموده و از آن دستور باخبر نشده است. اين شخص در حقيقت «منسوخ» را فرا گرفته ولى «ناسخ» را نشنيده و حفظ نكرده است. و اگر مردم مىدانستند كه آن «منسوخ» است آن را ترك مىكردند، همچنان كه اگر خود او نيز از نسخ آن باخبر مىشد رهايش مىساخت.
و چهارم: كسى است كه نه بر خدا دروغ بسته و نه بر رسول او. به جهت ترس از خدا و براى احترام پيامبر ٦ از دروغ بيزار است. نه دچار اشتباه شده است و نه فراموش كرده، بلكه شنيدههايش را محفوظ داشته و آن را همان گونه كه شنيده نقل كرده، نه به آن افزوده است و نه از آن كاسته. ناسخ را حفظ كند و بدان عمل مىنمايد، و منسوخ را شناخته و آن را ترك گفته. زيرا دستور و امر پيامبر ٦ نيز بمانند قرآن داراى ناسخ است و منسوخ، محكم است و متشابه.
امر و فرمان از جانب رسول خدا ٦ داراى دو جنبه مىباشد: كلامى جنبه همگانى داشته و گفتارى جنبه خصوصى، درست همانند قرآن، در آنجا كه خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد: ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا، يعنى: «آنچه را كه پيامبر به شما داد بگيريد و از آنچه شما را بازداشت باز ايستيد- حشر: ٧». و افرادى بودند كه كلام او را مىشنيدند بىآنكه آن را درك كنند و