تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧٦ - از سخنان آن حضرت
خداوند بر تو باد.
از سخنان آن حضرت ٧ در شرح حال راويان حديث
سليم بن قيس به آن حضرت عرض كرد: من از سلمان و أبو ذرّ و مقداد مطالبى پيرامون تفسير قرآن، و نيز احاديثى از رسول خدا ٦ مىشنوم، سپس تأييد آن را از شما مىشنوم. ولى مطالب بسيارى از همين مقوله (تفسير و حديث) در دست مردم مىبينم كه با آنها مخالف است، آيا مردم از روى عمد [بر پيامبر] دروغ مىبندند و قرآن را از روى رأى و سليقه شخصى تفسير مىكنند آيا چنين است؟! امير مؤمنان ٧ فرمود: اكنون كه پرسش كردى پاسخ را درياب: همانا آنچه در نزد مردم است مجموعهاى مىباشد از حقّ و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، عامّ و خاصّ، محكم و متشابه، و هم احاديثى است كه بخوبى در خاطر حفظ شده و هم رواياتى كه به ظنّ و گمان نقل گرديده است. و در عصر رسول خدا ٦ آنقدر به او دروغ بستند تا آنكه آن حضرت ميان مردم بپا خواسته و سخنرانى كرد و فرمود: «اى مردم هم اكنون دروغبندان بر من زياد شدهاند، پس هر كس كه به عمد بر من دروغ مىبندد جايگاه خود را دوزخ گزيند». و به همين منوال پس از رحلت آن حضرت بر او دروغ بستند.
همانا حديث تنها از چهار طريق- كه پنجمى ندارد- به تو مىرسد:
نخست فرد منافقى است كه إظهار ايمان مىكند و تظاهر به اسلام مىنمايد و نه پروائى از دروغ عمدى بر پيامبر ٦ دارد و نه آن را گناه مىشمارد. و چنانچه مردم مىدانستند كه آن شخص، منافق و دروغ ساز است، هرگز از او نپذيرفته و گفتهاش را تاييد نمىكردند، ولى [چون از حقيقت حال او بىخبرند] گويند: او همدم پيامبر بوده و او را ديده و از او شنيده، پس مردم- بىهيچ اطّلاعى از حال او- گفتهاش را پذيرفتهاند، در حالى كه خداوند جلّ و عزّ از وضع منافقان آنچنان كه بايد و شايد آگاه ساخته، و به بهترين صورت ممكن اوصافشان را برشمرده و فرموده: إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ، يعنى: «چون آنان را ببينى پيكرهاشان تو را به شگفت آرد، و اگر سخن گويند به گفتارشان گوش فرا دهى- منافقون: ٤»، آنگاه پس از رحلت پيامبر ٦ پراكنده گشتند و زنده ماندند و [آرام آرام] به رهبران گمراهى و دعوتكنندگان به دوزخ- در