تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧٤ - سفارشات آن حضرت
رسيدن مرگ توسّط آن بجنبد و حركت كند. سرانجام و عاقبت اين گروه نيز ختم به خير است. خداى عزّ و جلّ با او چنين كرده، و همچنين در دوران شادابى و جوانى حالاتى برايش پيش آيد كه قصد گناه مىكند و در اين ميان «روح قوّت» تحريكش مىنمايد و «روح شهوت» نيز برايش مىآرايد و «روح بدن» او را مىكشاند تا به وادى خطا و گناهش اندازد. پس آنگاه كه مرتكب گناه شد از ايمان كناره گيرد و ايمان از او دست كشيده، پس در صورت عدم توبه هرگز ايمان به سويش باز نگردد، و چنانچه توبه كرد و ولايت را پذيرفت در اين صورت خدا توبهاش را بپذيرد، و اگر گناه را تكرار كرد در واقع دست از ولايت برداشته و خدا او را به آتش دوزخ داخل سازد.
امّا مراد از «أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ» به تحقيق يهود و نصارايند، كه خداوند سبحان مىفرمايد: الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ (يعنى محمّدا و الولاية في التّورية و الانجيل) كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ (في منازلهم) وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ* الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ، يعنى: «كسانى كه كتاب بر ايشان دادهايم او را مىشناسند همچنان كه پسران خود را مىشناسند و هر آينه گروهى از ايشان حقّ را مىپوشانند در حالى كه خود مىدانند* حقّ از پروردگار توست، پس هرگز از اهل شكّ و ترديد مباش- بقره: ١٤٦ و ١٤٧». پس چون [يهود و نصارى] آنچه را كه مىشناختند انكار كردند، خداوند به اين بلا گرفتارشان ساخت و روح ايمان را از ايشان بگرفت و تنها سه روح «قوّت» و «شهوت» و «بدن» را در پيكرشان جاى داد. سپس آنان را با چارپايان مربوط ساخته و فرمود: إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ، يعنى: «آنان جز مانند چارپايان نيستند- فرقان: ٤٤»، زيرا حيوان با «روح قوّت» بار كشد، و توسّط «روح شهوت» علف خورد، و در پرتو «روح بدن» راه مىرود. سائل به آن جناب عرض كرد: دلم را زنده كردى!
سفارشات آن حضرت ٧ به زياد بن النّصر- بهنگام اعزام او به فرماندهى خطّ مقدّم جبهه صفّين-
در هر شام و صبح از خدا بترس، و از فريب و غرور بر جان خويش هراسناك باش، و بهيچ وجه خاطر از آن آسوده مدار، و بدان كه اگر نفس خود را از بسيارى از خواهشهايش به جهت ترس از عواقب آن باز ندارى، هوا و