تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧٢ - گفتارى از آن حضرت
اگر شرّى پيش داشته سرانجامش زيانبار باشد. و چگونه پايدارى دنيا كسى را سود بخشد در حالى كه مرگ عاقبت كارش و گور زيارتگاهش خواهد بود؟! پس همين مطلب براى پند و اندرز كافى است.
اى جابر، بس است، همراهم بيا. [جابر گفت:] همراه آن حضرت رفتم تا به گورستانى رسيديم ناگاه حضرت فرياد كرد: اى خاكنشينان و اى جماعت دور از وطن، بدانيد: امّا خانهها پس ساكن شدند، و امّا ارثها پس تقسيم شد، و امّا همسران پس به خانه شوى رفتند، اين خبرى است كه ما داريم، پس نزد شما چه خبر است؟ سپس لختى سكوت كرده، آنگاه سر برداشت و فرمود: سوگند به آن كسى كه آسمان را برپا داشت تا اوج گرفت، و زمين را گسترد تا وسعت يافت كه اگر اجازه سخن گفتن داشتند مىگفتند كه ما بهترين توشه و همراه را تقوى يافتيم.
بعد آن حضرت فرمود: هر گاه خواستى بازگرد.
گفتارى از آن حضرت ٧- در بيان: «ايمان» و «ارواح» و اختلاف آنها-
مردى خدمت آن جناب رسيد و گفت: جمعى از مردم عقيده دارند كه بنده تا ايمان در اوست زنا نكند، شراب ننوشد، ربا نخورد، و خون محترم را نريزد. همانا كه اين طرز تفكّر بر من بسيار گران آمده و از آن دلتنگ شدهام تا آنجا كه مىپندارم چنان بندهاى كه نماز مىگذارد و مرا [در صورت فوت] دفن مىكند و من نيز مرده او را بخاك مىسپارم، با وجود اين چگونه براى گناه كوچكى كه مرتكب شده از ايمان خارج مىگردد؟! آن حضرت در پاسخ فرمود: برادرت به تو راست گفته، زيرا من خود شنيدم كه رسول خدا ٦ مىفرمود: خداوند مردم را سه گروه آفريده، و در سه درجه و مقام جايگزينشان ساخته، و اين همان فرمايش الهى است كه:
فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ* وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ* وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ* أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ، يعنى: «پس خجستگان و سعادتمندان، چه باشند خجستگان؟* و شومان و بدبختان، چه باشند شومان و بدبختان؟* و پيشتازان پيشىگيرندگانند* آنانند مقرّبان- واقعه: ٨ إلى ١١».
أمّا آنچه خداوند جلّ و عزّ در باره «السّابقون السّابقون» فرموده، پس ايشان پيامبرانى هستند مرسل و غير مرسل كه خداوند در وجود آنان پنج روح نهاده است: