تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤٧ - تعريف آن حضرت
هر كس به آنان بنگرد گمان برد كه بيمار و ناخوشند، و گويد: ديوانه است. در حالى كه انديشهاى بزرگ آنان را به اين وضع درآورده، هر گاه بزرگى و قدرت خداى متعال را همراه ياد مرگ و هراسهاى روز رستاخيز به ياد آرند اين يادآورى، دلهاشان را به وحشت اندازد و خاطرشان آشفته و پريشان گردد، و فكرشان از هوش برود. و هر گاه كه از اين ماجرا نگرانند، با كردار شايسته به سوى خدا شتابند، و در اين راه از اعمال اندك خشنود نشوند، و فراوان را بسيار نشمارند، همواره خويشتن را متّهم مىدارند و از كردارشان بيمناكند، هر گاه يكى از آنان ستوده و تعريف شود از آنچه مىگويند در هراس افتد و گويد: «من از ديگران به خود آگاهترم و پروردگارم به حال من داناتر، بار إلها بدان چه مىگويند مرا مؤاخذه مفرما، و بهتر از آنچه پندارند قرارم ده، و گناهانى را كه نمىدانند بيامرز، همانا توئى داناى نهانها. و از نشانههاى هر يك از افراد پارسا و پرهيزگار اين است كه: او را در فهم آئين و انجام احكام دين قوى و نيرومند بينى، و در سستى نمودن به عمل بيمناك و ترسنده. ايمانش در حدّ يقين است، و در كسب دانش حريص. در شناخت موارد رفق و مدارا زيرك است و در انفاق مهربان. در فهم دين باهوش و دانشمندى است بردبار. در توانگرى ميانهرو است و در عبادت خاشع. در فقر و تنگدستى تظاهر به راحتى كند و در سختى شكيباست. با زحمتكشان مهربان است و در راه حقّ بخشنده. در بدست آوردن سود آرام است و طالب روزى حلال. در راه هدايت و تكامل با نشاط است و از طمع و آز به دور. در درستكارى پايدار است و به هنگام شهوت خويشتن دار. ستايش نادان او را مفريبد، و حساب و شمارش اعمالش موجب كندى كردار شايسته او نمىشود. در عين اينكه كردار شايسته مىكند ترسان است. روز را به شب رساند در حالى كه همّش سپاسگزارى است.
و شب را به بامداد برساند و تمام فكرش ياد خداست. شب را با حال خوف سپرى كند و روز را با خرسندى و شادى آغاز كند. ترسان و بيمناك از غفلتى است كه از آن برحذر شده، و شادمان و خرسند از فضل و رحمتى است كه بدو رسيده.
اگر نفس او در آنچه برايش دشوار است نافرمانيش كند، او نيز از آنچه نفس دوست مىدارد محرومش سازد. شاديش در مواردى است كه از خطا بر حذر باشد.
روشنى ديدهاش در چيز ماندگار است، و بىرغبتيش در چيز فانى. حلم و بردباريش را به دانش آميخته است و دانش را به كردار. او را بينى كه از سستى و تنبلى بدور و نشاطش پيوسته است. آرزويش كوتاه است و لغزشش اندك. دلش خاشع است