معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٥ - ٢ آزادانديشى
بستهانديشان و به تعبير امام خمينى (ره) در نامهاى بلند- كه به منشور روحانيت معروف شد- متحجريناند كه حتى وقتى فتواى معروف ايشان درباره شطرنج- كه با فرض سئوال از موارد تغيير حكم با تغيير موضوع بوده است- صادر شده، غوغايى عظيم به پا كردند؟ و به گمانم اگر ايشان زعامت جامعه اسلامى و پشتوانه عظيم مردمى را به همراه نداشت، تا مراحلى بس حساس پيش مىرفتند. اگر سرنوشت فقيه برجستهاى چون امام خمينى (ره) چنين باشد كه آنگونه در معرض آماج تلخْ سخنىها قرار گيرد، پس از عالمان و فاضلان ديگر حوزه چگونه مىتوان انتظار داشت كه به رأيى مشهور در عرصههاى مختلف دينپژوهى نقد بزنند و حرف و نظر گاهى نو ارائه كنند؟
البته نگارنده چنانكه در تعريف آزادانديشى بر ضرورت ابتناى آن بر مبانى متقن علمى و اجتهادى تأكيد ورزيده، اذعان دارد كه برخى از نوانديشىهاى حوزويان، مرزهاى كاملًا مشخص و معين دين و شريعت را در نورديده و مسلمات بىچون و چرا را زير سئوال برده است.
پيدا است كه حساب اين دست از خامانديشىهاى نوانگارانه را از آزادانديشىهايى از نوع آنچه از امثال علامه حلىها و امام خمينى سراغ داريم، مىبايست جدا كرد.
با اين مقدمه بايد اذعان كرد كه استاد آيتالله معرفت (حفظالله) از زمره عالمان آزادانديش و نوگراى عصر ما است. نخست مىبايست بر دو نكته تأكيد كنم:
١. ايشان همصدا با فقهايى همچون امام خمينى (ره) بر فقه جواهرى و تعميق و كنكاش همهجانبه در جوانب يك مسأله پا مىفشارد. حتى ايشان مدعى است كه كنار گذاشتن سنت قديم در شيوه تحصيل طلاب و رها كردن تعليم و تعلم كتبى همچون مطوّل، معالم، قوانين الاصول و ... به بنيه علمى طلاب زيان مىرساند. گذشته از موافقت يا مخالفت با اين نگرش، آنچه قابل ملاحظه است، تأكيد ايشان بر دستيابى بر بنيه و قدرت علمى و مآلًا توان اجتهاد است. از اينرو به امثال آيتالله معرفت نمىتوان اين مدعاى ناصواب را