معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٢ - مقدمه
اين ترخيص ضرب، زمانى آمد كه زدن زن يك امر متداول بود. الان هم مشكل بزرگ انگلستان همين است. چندى بيش مصاحبهاى پخش مىشد، از قبايل بختيارى كه زنى مىگفت شوهرانمان ما را مىزنند. خبرنگار پرسيد چرا؟ گفت اگر نزنند، ما آدم نمىشويم!
اسلام چون مىخواهد با اين وضع مبارزه كند، اين آيه نازل مىشود، اما مردها گستاخ مىشوند زيرا تا به حال مجوز شرعى براى زدن زنانشان نداشتند!
زنها براى اعتراض خدمت رسول اكرم (ص) مىرسند. پيامبر مىفرمايند: هيچ كس حق ندارد زنش را بزند و معناى آيه اين است كه زدن نه دردآور باشد و نه اثرى بگذارد! و فرمود:
خيركم خيركم لنسائه[١]
و نيز «از ما نيست كسى كه به زنش تعدى كند». اين شد كه مردها تأويل واقعى آيه را فهميدند. لذا اين آيه آمد براى زمينهسازى نسخِ يك عادت غلط جاهلى.
بينات: آيا مىشود اينطور گفت كه بنياد ازدواج بر تمكين است و با نشوز، اين بنياد در هم مىشكند. در اين راستا قرآن اول موعظه را مطرح مىكند، بعد بر خورد شديد عاطفى و در مرحله سوم ضرب كه در حقيقت اعلام پايان مهر و محبت است. چه ايرادى دارد كه اين سه مرحله را ببنديم و آيه را منسوخ ندانيم؟
استاد: آيه مىفرمايد:
فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا[٢]
معلوم مىشود همه اين كارها مقدمه اطاعت است و ضربى كه پيامبر بيان كرد، ضرب توهينى است نه ايلامى و زن را به بازگشت تحريك مىكند. چون اگر ضرب ايلامى باشد، باعث ازدياد نفرت مىشود. آيه مىفرمايد، موعظه كنيد اگر مؤثر نبود، عتاب كنيد و به قهر بگيريد تا اصلاح شوند. نمىگويد شكنجه
[١] . شيخ حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج ٢٠، ص ١٧١.
[٢] . نساء، آيه ٣٤.