معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٣ - مقدمه
كنيد! اين آيه آمد تا مردم از معناى ضرب بپرسند و زمينهاى باشد براى حذف يك عادت زشت. چون ضربى را تجويز مىكند كه در واقع ضرب نيست.
بينات: پس در واقع ما در اينجا ازاله حكم سابق نداريم و اين نسخ به معناى مصطلح نيست؟
استاد: بله، من وقتى مىخواستم براى اين نوع نسخ اسمگذارى كنم، خيلى فكر كردم. چون اسم اصلى آن «تمهيد النسخ» است (يعنى زمينهسازى براى نسخ چيزى) اما اين عبارت، عربى نبود، لذا نام آن را «النسخ التمهيدى» گذاشتم.
بينات: لطفاً نسخ تمهيدى در مسأله رقيت را نيز توضيح بفرماييد.
استاد: يكى از اشكالاتى كه به اسلام مىشود، اعتراف به رقيت است. ما اول بايد اصل مسأله رقيت متداول در آن زمان را بررسى كنيم كه امروز شكل آن مدرن شده و حتى صادرات برخى كشورها دختر است!
ما ميهمان يكى از وزراى اردن بوديم. ديديم چندين غلام در حال خدمت هستند و اين پسرها را خريدهاند و همان تعبير غلام كه زمان هارون الرشيد بود، الآن هم رايج است. اما بايد ديد منشأ رقيت در دنيا چه بود؟ عدهاى با كشتى مىرفتند از آفريقا، دختران و پسران جوان را مىخريدند يا به زور مىآوردند و در جاهاى ديگر مىفروختند.
يا در همين ايران خودمان؛ خانها از كسى كه پول نداشت، به جاى ماليات، دخترش را مىگرفتند و در جاى ديگر مىفروختند. اما آيا روح اسلام با اين نوع رقيت موافق است؟ در نامه حضرت امير (ع) به امام حسن (ع) آمده است:
لاتكن عبداً لغيرك و قد جعلك اللّه حراً[١]
خداوند هر انسانى را آزاد آفريده است.
همين زيد بن حارثه فرزند خوانده پيامبر (ص) كه با حمله يكى از قبايل عرب به قبيله آنها، همراه با ديگر پسران و دختران اسير شده بود. عموى خديجه (س) زيد را از بازار عكاذ خريد و به او هديه كرد. حضرت خديجه نيز
[١] . نهج البلاغه، نامه ٣١.