معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٧ - مقدمه
صحبت بنشينيد. اين آيه نازل شد و با اين پيام، صحنهاى ايجاد كرد كه عربها آن را گرفتند و مزاحم نشدند؛ نه آنكه از دادن صدقه بخل كنند. حكم اين آيه حكومتى بود و به شرايط خاصى مرتبط مىشد. پس ربطى به ناسخ و منسوخ ندارد و پيام آيه همچنان جاويد است. فرض كنيد ما با رهبر انقلاب سابقه دوستى داشتيم، حالا اگر هر دقيقه بخواهيم وقتشان را بگيريم، صحيح نيست.
بينات: در اين آيه پرداخت صدقه واجب و بعد وجوب برداشته شده است؛ آيا اين نسخ نيست؟
استاد: اين صدقه، كنايه است. پيام آيه اين است كه نبايد براى امور ساده مزاحم پيامبر شد. عربها اين پيام را گرفتند و مؤدب به آداب الهى شدند. و ديگرلازم نيست براى حرفهاى مهم و ارزشمند هم پول بدهند، زيرا تكلّف است. اشكال اين جا است كه آيهاى در قرآن باشد و به آن عمل نشود، در حالى كه اين آيه، هم زمان رسول اللّه و هم الآن عمل مىشود و مى گويد مزاحم اولىالامرتان نشويد.
بينات: از بيان آقاى خويى اين طور برداشت مىشود كه طلب امر، شدّت و مراتبى دارد. در اين آيه مىشود گفت ابتدا شدّت طلب در حد وجوب بوده و بعد از شدّت آن كاسته شده و در حد استحباب است. پس اگر پيامبر (ص) زنده بودند، الان هم براى صحبت با ايشان صدقه دادن مستحب بود؟
استاد: اين طور نيست، آيه مىخواست به عربها بفهماند حرفتان بايد ارزش پرداخت پول داشته باشد. يعنى اگر حرفتان ارزش داشت سراغ پيامبر برويد.
بينات: يكى ديگر از آيات مورد مناقشه در نسخ، بحث رجم و جلد است. نظر حضرتعالى چيست؟
استاد: گفته شده آيه وَ اللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ[١] و وَ الَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ تَوَّاباً رَحِيماً[٢] حكم اوليه اسلام
[١] . نساء، آيه ١٥.
[٢] . نساء، آيه ٢٦.