معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨١ - مقدمه
«نوشدارو پس از مرگ سهراب». اين ضربالمثل براى ايرانىها مفهوم است. البته نه نوشدارو و نه سهراب هيچكدام واقعى نيستند. اما هلندىها از اين مثال چيزى نمىفهمند. پس چون قرآن براى هدايت همه اقوام آمده است، نمىتواند از فرهنگ يك قوم جاهل استفاده كند.
مطلب ديگر اينكه استفاده از تخيل براى تربيت مردود است و حتى در كتابهاى دبستانى هم امروزه، ديگر از مسائل تخيلى استفاده نمىشود. چون وقتى بچه بزرگ شد مىرسد به اينكه شما يك اصل تربيتى را بر پايه يك تخيل گذاشتهايد، لذا هر چه ساختهايد فرو مىريزد؛ زيرا مىفهمد كه شما با دروغ مىخواستيد مطلبى را اثبات كنيد. كليله و دمنه از همين روش استفاده كرده، ولى سعدى هم كه كتاب تربيتى دارد، از حكايتهاى واقعى استفاده كرده است. چون سعدى مىداند اگر بخواهد معلم اخلاق باشد و اخلاق فاضله را در جامعه ترويج كند، بايد شواهد زنده و واقعى ارائه دهد. سعدى اين كار را از قرآن ياد گرفته است. قرآن امكان ندارد براى هدايت اقوام گوناگون بشر از پندارهاى بىاساس فرهنگ جاهلى استفاده كند. ما در كتاب شبهات و ردود اثبات كرديم كه تمام شواهد قرآنى، واقعيت دارد. قرآن اگر در جاى ديگرى هم نازل مىشد از فرهنگ آنجا متأثر نمىشد و همين پيام را القا مىكرد. قرآن از شواهدى استفاده كرده است كه همه بشر قبول دارند. كلمه شتر مخصوص عربها نيست؛ يا اشجار و انهار و غيره؛ در كجاى دنيا وجود ندارد؟ در همه جاى دنيا تفريحگاه را همين چيزها مىدانند، نه آنكه چون مردم عرب از سبزهزار محروم بودند، خدا در قرآن آورده باشد. يا كلمه حورالعين را كه سيهچشم معنى كردهاند، اين كلمه را نفهميدهاند، زيرا عين يعنى درشتچشم، حور هم يعنى كسى كه سفيدى چشم او درخشندگى دارد و بيمار نيست كه زردى و كدرى داشته باشد. در همه جاى دنيا اين مفهوم، زيبا است.
بينات: با لحاظ عدم تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگهاى زمانه، تعارض قرآن با دادههاى علمى در باور مسلمانان چگونه توجيه مىشود؟
استاد: سيد قطب حرف خوبى در اين زمينه دارد و مىگويد: قرآن مسائل