معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧ - مصاحبه با آيتالله العظمى مكارم شيرازى
در حالى كه ادله منظورش طرف مقابل است، چرا كه آن بزرگان احتياط مىكردند و در آن زمان اين احتياطها پذيرفته مىشد، اما به هر حال اين موارد فتوا نيست، بلكه احتياط است نمونه كامل آن مرحوم شيخ طوسى است كه در كتاب خلاف، احتياط را جزء مرجحات قرار مىدهد و مىگويد لانه يوافق الاحتياط كه اين مطلب در جاى جاى كتاب خلاف به چشم مىخورد. لذا اگر به اين موارد توجه كنيم- در مقابل بعضى از شهرتها يا بعضى از ادعاهايى كه به صورت اجماع است- ما مىتوانيم شجاعانهتر برخورد كنيم، اما با دقت و حساب و كتاب. بر اين اساس هم فقه نيازمند تحول است و هم اصول، مخصوصاً مسائل مستحدثه كه به دقت و فكر جديد نياز دارد. اينها مسائلى است كه ما تا حدودى مىتوانيم آنها را انجام و تحويل آيندگان بدهيم.
حاج آقاى رشاد: در مورد تحول اشاره فرموديد كه ما بايد تنسيق جديدى از اصول را ارائه و بعضى از عناوين را كه جزء اهم مباحث اصولى است، منقح و مصرح و عنوانگذارى كنيم، اين موارد درست است، اما آيا به نظر نمىآيد در اصول خلأهايى وجود داشته باشد؟ يعنى گاهى بايد تنقيح و گاهى تخصيص زد و بعضى از مباحث كه صرفاً علمى است و كاربردى در فقه ندارد را از اصول خارج كرد؟ يا حتى بسيارى از مباحث كه در اصول آمده، اصلًا اصولى نيست ولى در اصول ذكر شده است؟ مثل مباحث كلامى و لفظى و ادبى و فلسفى كه در دوره اخير به اصول راه يافته است، اما در مقابل به نظر شريفتان آيا مباحث و قواعدى نياز نداريم كه بر اصول فقه افزوده شود؟ بهعبارت ديگر آيا در اصول خلأهايى وجود دارد يا خير؟
آيتالله مكارم شيرازى: تصور من اين است كه ما دچار چنين خلأهايى در اصول فقه هستيم؛ مثل مباحث مربوط به دليل عقل كه مجال وسيعى دارد در حالى كه دليل عقل اصلًا در اصول ما جايگاهى ندارد، بنابراين دليل عقل و اقسام آن بايد ذكر شود. همچنين است عناوين ثانويه؛ چرا كه عناوين ثانويه يك مسأله اصولى است و اينكه نسبت عناوين ثانويه با عناوين اوليه چيست، آيا حاكم است؟ و اينكه عناوين ثانويه چه مواردى را شامل مىشود؟ اين نيز