معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠ - مصاحبه با آيتالله العظمى مكارم شيرازى
ايشان بايد بگويم اگر افرادى آثار ايشان را مورد بازكاوى قرار دهند و نقطه نظرات خود را در پاورقىها ذكر كنند، تصور مىكنم نتيجه آن پربارتر باشد.
حاج آقاى رشاد: علاقهمنديم كه از نظرات حضرتعالى راجع به مقاصد شريعت آگاه شويم و همچنين از تلقىهايى كه از مقاصد الشريعه به خصوص آنچه طى دو سه دهه اخير در دنياى عرب مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است مطالبى را بيان فرماييد. اينكه كاركرد مقاصد الشريعه در فقه چيست و اينكه آيا مىتوان مقاصد الشريعه را به صورت قاعدهمند در استنباط فروع به كار بست يا خير؟ بهعبارت كوتاهتر كاربست، كاربرد و كاركرد مقاصد الشريعه در استنباط فروع فقهى چيست؟ راجع به تحول در اصول و فقه، راهها و سطوح تحول آنها نگاه حضرتعالى چگونه است؟
آيتالله مكارم شيرازى: در مورد مقاصد الشريعه به سه شكل مىتوان با آن برخورد كرد. شكل اول اين است كه ما به صورت افراط اين مقاصد را در فقه دخالت بدهيم و از حد استدلالات فقهى فراتر برويم تا اين كه درباره مسائلى بدون دليل كافى فقهى، فتوا بدهيم. به نظر مىرسد جهتگيرى بعضى از نظرات اهلسنت به اين سمت است. چرا كه آنها هميشه روى مسائل ظنى تكيه مىكنند و علت آن هم كمبود نصوص آنها است. مسائل خيلى زياد و نصوص آنها خيلى محدود است به خلاف ما پيروان اهلبيت (ع) كه نصوصمان خيلى زياد است و آن نصوص مىتواند همه جا پاسخگو باشد؛ حال يا نصوص كلى يا نصوص جزئى. لذا آنها عملًا همان راه دليل انسداد ما را طى مىكنند كه باب علم و علمى را منسد مىدانند لذا به مسائل ظنى روى مىآورند. آنها در مقاصد الشريعه هم با تكيه بر امور ظنى به اين ورطه افتادهاند. در مقابل اين افراد، كسانى هستند كه همه چيز را منكرند و مىگويند اصلًا به سراغ اين مسائل نبايد رفت؛ چرا كه در مقاصد الشريعه به هيچ وجه نمىتوان بر آنها تكيه كرد. به نظر من اين افراد در طرف تفريط هستند. با توجه به مبانى كه ما در اصولمان داريم، مىگوييم گاهى علل منصوصه در احكام وجود دارد كه علل منصوصه را هم بر دو قسم مىكنيم؛ مواردى كه