معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٣ - ٢ آزادانديشى
ما همواره به علامه حلى (م ٧٢٦) افتخار كردهايم كه چگونه با تعمق و مبانى متقن، ديدگاه متداول چند قرنى مبنى بر نجاست آب چاه با ملاقات نجس را به نقد كشيد و منزوحات بئر را جزو مستحبات اعلام كرد و نيز همصدا با گروهى از صاحبنظران، مجتهدانى را كه تا صد سال پس از شيخ طوسى (م ٤٦.) آمده بودند، به خاطر تحت تأثير قرار گرفتن از افكار شيخ و سيادت افكار او بر محافل علمى، «مقلّده» معرفى مىكنيم.[١] و در برابر براى طلاب و فضلاى حوزه از ابن ادريس (م ٥٩٨) آن فقيه جوان سى ساله، تمجيد مىكنيم كه چگونه حصار حاكميت تفكران شيخالطايفه را شكست و با نقد پى در پى آراى شيخ- مبتنى بر مبانى علمى- چرخ اجتهاد و فقاهت واقعى را بارى ديگر به گردش درآورد.
اگر بهراستى دخالت دادن حرمت و شخصيت بزرگان- هر قدر كه بزرگ باشند- در حفظ ماندگارى و دفاع از تفكراتشان امرى نكوهيده است و به قول ارسطو- كه در تبيين چرايى نقد تفكرات استاد خود افلاطون مدعى شد- مقام علم از مقام استاد ارجمندتر است، و اگر به جدّ مىپذيريم كه در بسيارى يا شمارى از تفكرات به ميراث رسيده از گذشتگان- در آنجا كه به معصوم مستند نيست- احتمال خطا و اشتباه وجود دارد، و حق علم و تحقيق- يعنى به حق رسيدن- اقتضا دارد كه ضمن احترام به شخصيت آنان و تقدير از تلاشهاى علمىشان، افكارشان را به نقد كشيده و طرحى نو در افكنيم و گامى پيشتر براى رسيدن به حكم الهى و مراد خداوند در عرصه فراگير دينپژوهى- اعم از احكام و معارف- برداريم؛ اگر به حقيقت به اين حقايق اذعان داريم، چرا عموماً در برابر آزادانديشىها و سنتشكنىها و نقد تفكرات مشهور و حاكم- در عينحالى كه در بسيارى از موارد از همان مايهها و مبانى اجتهاد مصطلح بهره دارند- برتافته و صفآرايى كرده و به گونههاى مختلف چنين انديشهورانى را كه چه بسا تفكراتشان همچون تفكر علامه حلى و ابن ادريس
[١] . براى تفصيل بيشتر ر. ك: المعالم الجديدة للاصول( شهيد صدر)، ص ٧٣؛ مقدمهاى بر فقه شيعه، ص ٥٠.