معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥٣ - نقل آراى علامه طباطبايى در آثار استاد معرفت
اجزايش به هم پيوسته است:
يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَي بَعْضٍ[١]
اين از آن رو است كه قراين و شواهد فهم يك آيه در آيات ديگر وجود دارد و بدون ملاحظه ساير آيات نمىتوان آيه مورد نظر را تفسير كرد. در غير اين صورت، مفسر به دام تفسير به رأى مىافتد.
بهعبارت ديگر، قرآن در مقام بيان و تفهيم مقاصد خود، روش ويژهاى دارد كه كاملًا با ساير روشها متفاوت است. پس رجوع به يك آيه با ابزارهاى عادى فهم كلام بشر، بدون ملاحظه آيات مناسب، مفسر را به تفسير به رأى مىكشاند. حاصل اينكه استقلال در تفسير و اعتماد مفسر به خود و رجوع نكردن به قرآن براى فهم قرآن، درست نيست. نيز اتكا به انس و عادت در فهم قرآن راه را براى مفسرى كه در پى يافتن مقاصد قرآن است، مشوش مىكند.
استاد معرفت: سخن علامه در اينجا تحقيقى بايسته و عميق در روش فهم قرآن است و كلام وى در تعريف «تفسير به رأى» به واقعيت نزديكتر از رأى ديگران است و دو دليل بر ترجيح نظر ايشان هست ....[٢]
٦. تعبير إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا در آياتى مانند آيه ٦ سوره بقره، ويژه كافران معاند و ستيزهگر با دين است و درباره همه كافران نيست، وگرنه باب هدايت بسته مىشد؛ در حالىكه قرآن پيام هدايت مىدهد (ينادى بخلافه). تعبير الَّذِينَ آمَنُوا نيز هر جا بدون قرينه به كار رود، مراد از آن، مسلمانان صدر اول است.[٣]
٧. برخى رفع و نتوق (افراشتن) كوه طور بر سر بنىاسرائيل را كه در آيات ٦٣ سوره بقره: وَإِذْ رَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ و ١٧١ سوره اعراف وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ آمده، تعنيف[٤] بر تكليف و موجب سلب آزادى دانستهاند.[٥]
[١] . نهج البلاغه، خطبه ١٣٣.
[٢] . ر. ك: التأويل فى مختلف المذاهب و الآراء، صص ١٠٦- ١٠٢؛ تفسير و مفسران، ج ١، صص ٨٣- ٧٤؛ مرزبان وحى و خرد، صص ١٦٦- ١٦٣، مقاله استاد معرفت.
[٣] . التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٦٩.
[٤] . وادار ساختن از روى اكراه.
[٥] . شبهات و ردود، ص ٧٣.