معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٣ - مقدمه
وقت و حدود دارد.
يك فقيه از همين جمله استنباط مىكند كه نماز وقت خاصى دارد.
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً[١]
از اين آيه استفاده مىكند كه نماز ظهر را در وقت ظهر بخواند. فجر بايد نماز بخواند، غسقالليل بايد نماز بخواند و از همين آيه، فقيه اين معانى را چگونه درآورده است؟ با استفاده از همين قواعد. چون مىگويد غسق الليل يعنى وقتى كه شب تيره شود و فجر يعنى طلوع فجر. صبح و دلوك الشمس هم يعنى ظهر. اينها را برپايه همين قواعد استنباط كرده. و اينكه مىگويم سؤال مبهم است، به اين علت است؛ چون هنوز نفهميدهاند علامه مقصودش چيست؟ مقصود علامه از اين كلام چيست؟ اين مبهم است.
نظريه قرآن در القاى مفاهيم و مقاصد خود جنبه عمومى دارد، كه اين در حد ترجمه الفاظ است. يعنى اين لفظ يا لغت معنايش چيست و اين كلمه در عرف عام چه معنا مىدهد؟ اگر كسى بخواهد اين كلمه را طبق اصول محاوره يا طبق لغت يا طبق تفاهم عرف معنا بكند، اين تفسير كرده است يا ترجمه؟
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ[٢]
يعنى به پادار نماز در موقعى كه آفتاب به دايره نصفالنهار رسيده است. خوب! من اين آيه را تفسير كردهام يا ترجمه؟ اين ترجمه است، تفسير نيست.
قواعد مقرره عقلائيه براى ترجمه الفاظ است نه تفسير آنها. ايشان نمىخواهد در ترجمه قرآن جلو ما را بگيرد. يا در اينكه معانى تحتاللفظى يا لغوى يا عرفى اين آيات را بفهميم و معنا كنيم. اما علامه مىگويد: اين تفسير نيست؛ چون تفسير كشف الغطاء عن اللفظ المشكل است، يعنى آنگاه تفسير است كه در اين عبارت، ابهام و پردهاى باشد. از اين رو كشفالغطاء گفتهاند، يعنى يك پرده يا هالهاى از ابهام اين لفظ را بگيرد و مراد متكلم از آن مكشوف نباشد. پس الفاظ به تنهايى معنا دارند، حتى مفهوم جملهاى و تركيبى كلمه هم
[١] . اسراء، آيه ٧٨.
[٢] . همان.