معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠١ - مقدمه
مىنوشتم كه آنها جدا است و نتيجه همان نوشتهها كتابى شد به نام ولايت فقيه كه در ايران چاپ شد. بههرحال، ما تقريباً تا سال ١٣٥٠ ه. ش در نجف بوديم. بعد به قم منتقل شديم و از آن سال تا به حال در قم هستيم. تحصيلاتم در حوزههاى كربلا، نجف و قم بود. از آن سه حوزه هيچ گاه بيرون نبودم، در قم هم از محضر بزرگانى چون آيتالله اراكى- حفظه الله- استفاده مىكردم، ولى بيشتر در خدمت آيتالله آميرزاهاشم آملى بودم. در حوزه مبنا بر اين است كه هر گاه كسى كتابى را خواند و فهميد، بايد درس بدهد تا معلوم شود كتاب را فهميده است، يعنى بايد در تدريس كتاب هم موفق باشد. به همين سبب از همان ابتدا شروع به تدريس كردم. نيمى از اوقات ما صرف تحصيل و نيم ديگر صرف تدريس مىشد. من در تدريس از ابتدا موفق بودم.
كيهانفرهنگى: گويا همان سالها مقالات شما در مجلات كربلا چاپ مىشد، نويسندگى را از چه هنگام شروع كرديد و فعاليتهاى فكرىتان چگونه بود؟
آيتالله معرفت: به هنگام تحصيل مقيد بودم درسها را خوب بخوانيم. آن زمان فكر مىكردم چه كارى مشكلتر از كار ما طلبهها است، زيرا گمان مىكردم آن كارگرى كه از هنگام طلوع آفتاب تا غروب كار مىكند، دستكم شب راحت است. ولى بنده خودم را عرض مىكنم و امثال بنده هم زياد بودهاند، كار من نيم ساعت پيش از اذان شروع مىشد (مباحثههاى جمعى) و اين كار را ادامه مىداديم تا طلوع آفتاب. آنگاه چيزى مىخورديم و درس تا اذان ظهر ادامه داشت. خدا شاهد است حتى براى خواب بعد از ظهر فرصتى وجود نداشت. تازه شب، بعد از نماز آغاز كار ما بود، براى اينكه مىبايست بنشينيم و درسهايى كه مىخواهيم بگوييم يا درسهايى را كه خواندهايم، بررسى كنيم. حتى به ياد دارم يك شب همين درس امام را كه همكارانمان داشتند مىنوشتند، ناگاه صداى اذان بلند شد. با خود فكر كردم چقدر بىملاحظهاند و چه اذان بيگاهى! بعد ديدم نه! اذان صبح است. يعنى عشق و علاقه ما اين طور بود و خسته نمىشديم. هيچ گاه مسأله تحصيل و تدريس از