قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٣ - مبحث اول - در كليات
نيست و تزويج زنى كه در حباله زوجيت يا در عده و مانند آن است، در جواز وكالت دادن در آن به تبع آنچه كه متمكن از آن مىباشد، اشكالى نيست، به اينكه در ايقاع امر متقدم به او وكالت بدهد سپس در ايقاع آنچه كه بر آن مترتب است وكالت دهد؛ به اينكه به او وكالت بدهد مثلًا در تزويج زنى برايش، سپس در طلاق او؛ يا در خريدن مال، سپس در فروش آن و مانند اينها. چنانكه اگر وكالت كلى به او بدهد كه اين يكى از مصاديق آن باشد، ظاهراً جايز است همانطور كه در همه كارهايش به او وكالت بدهد، پس در ملك جديد او هم كه به هبه يا ارث پيدا شده از نظر فروش و رهن و غير اينها وكيل مىباشد. و اما وكيل نمودن به طور استقلال در خصوص امر مترتب بدون آنكه توكيلى در امر متقدم بر آن باشد داراى اشكال است، بلكه ظاهراً صحيح نيست؛ چه امر متقدم بر مورد وكالت قابل توكيل نباشد مانند انقضاى عده، يا قابل توكيل باشد، پس وكالت دادن در تزويج زن عدهدار بعد از پايان عدهاش و تزويج زنى كه در حباله زوجيت است بعد از طلاقش، جايز نيست. و همچنين وكالت دادن در طلاق زوجهاى كه در آينده او را به ازدواج در مىآورد، يا در فروش كالايى كه بعداً آن را مىخرد و مانند اينها جايز نيست.
ج ٣ ص ٧١
(٦٦٠)
مسأله ٩- شرط است كه مورد وكالت قابل تفويض به ديگرى باشد؛ به اينكه مباشرت خود موكل در آن معتبر نباشد، پس اگر عملى را قبول كند كه مقيّد به مباشرت خودش باشد توكيل در آن صحيح نيست. و اما توكيل در عبادتهاى بدنى مانند نماز و روزه و حج و غير اينها صحيح نيست اگر چه فرضاً نيابت در آنها از زنده صحيح باشد مانند حج از شخص عاجز، يا از ميّت مانند نماز و غير اينها؛ زيرا نيابت اعتباراً غير از وكالت است، ولى وكالت در عبادتهاى مالى مانند زكات و خمس و كفارات چه در خارج نمودن و چه در رساندن به مستحق صحيح است. ج ٣ ص ٧١
مسأله ١٠- توكيل در تمام عقدها مانند بيع و صلح و اجاره و هبه و عاريه و وديعه و مضاربه و مزارعه و مساقات و قرض و رهن و شركت و ضمان و حواله و كفالت و وكالت و نكاح، صحيح است چه از جهت ايجاب و چه از جهت قبول در همه اينها؛ و همچنين توكيل در وصيت و وقف و طلاق و ابراء و اخذ به شفعه و اسقاط آن و فسخ عقد در موارد ثبوت خيار و اسقاط خيار، صحيح است. و ظاهراً توكيل در رجوع به زنى كه طلاق رجعى