قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٥ - مبحث اول - در كليات
بد زبان باشد. و رضايت طرف معتبر نيست، پس حق ندارد از خصومت وكيل خوددارى كند. ج ٣ ص ٧٩
مسأله ٢٥- وظيفه وكيل مدعى اين است كه نزد حاكم بر مدعى عليه تشريح دعوى نموده و اقامه بيّنه بر اثبات دعوى نمايد و تعديل بيّنه كند (عدالت بيّنه را ثابت نمايد) و منكر را قسم دهد و طلب حكم بر خصم نمايد و خلاصه هر چيزى كه وسيله اثبات دعوى است انجام دهد. و وظيفه وكيل مدعى عليه اين است كه دعوى را انكار نموده و شهود را مورد طعن و خدشه قرار دهد و اقامه بيّنه جرح و مطالبه حاكم به شنيدن بيّنه و حكم به آن نمايد و خلاصه بايد تا جايى كه ممكن است در دفع دعوى كوشش كند.
ج ٣ ص ٧٩
مسأله ٢٦- اگر مثلًا منكر دين، در اثناى دفاعيات وكيل از طرف او، ادعا كند كه دين را ادا كرده و يا طلبكار او را ابراء نموده است، منكر در اين مرافعه قلب به مدعى مىشود و وظيفه وكيلش اين مىشود كه بر اين ادعا اقامه بيّنه نمايد و غير آن از چيزهايى كه وظيفه مدعى است و وظيفه خصمش، انكار آن مىشود و چيزهايى كه وظيفه مدّعى عليه است.
ج ٣ ص ٧٩
(١٢٥٧)
مسأله ٢٧- در خصومت، اقرار وكيل بر عليه موكلش قبول نمىشود؛ پس اگر وكيل مدعى اقرار كند به قبض يا ابراء يا قبول حواله يا مصالحه يا اينكه حق داراى مدّت است يا بيّنه فاسق است، يا اگر وكيل مدعى عليه اقرار به حق براى مدعى بنمايد، قبول نمىشود و خصومت به حال خودش باقى است؛ چه در مجلس حكم اقرار كند يا در غير آن. و با اين اقرار عزل مىشود و وكالتش باطل مىشود؛ زيرا به گمان وكيل بعد از اين اقرار، او در خصومت ظالم است. ج ٣ ص ٧٩
(^^^ ٦٨٣- ١٢٦٢- ١٢٧٨)
مسأله ٢٨- كسى كه وكيل در خصومت است، اختيار صلح از حق يا ابراء حق را ندارد، مگر اينكه در اين مورد هم به خصوص وكيل باشد. ج ٣ ص ٧٩
(٧٥٣- ٢٩٠)
مسأله ٢٩- جايز است كه دو نفر و بيشتر را در خصومت، وكيل نمايد مانند ساير امور، پس اگر به استقلال هر يك از آنها تصريح نكرده باشد و در كلام او ظهورى براى آن نباشد هيچكدام آنها در عمل مستقل نيستند، بلكه با هم مشاوره كرده و همديگر را روشن و آگاه مىنمايند و در آنچه كه به آنها سپرده شده همديگر را تقويت و كمك مىنمايند. ج ٣ ص ٧٩
(٦٦٩)