قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٨٩ - فصل دوم - در تحقق ارث
نموده و ورثهاى از خود بجا نگذاشته است؛ با توجّه به اين كه در آن كشور انجمن زرتشتيان وجود دارد، آيا ايشان شرعاً مىتواند اجاره خود را به انجمن مذكور يا انجمنهاى مشابه پرداخت نمايد؟
در غير اين صورت تكليف ايشان چيست؟
ج- در فرض تحقيق و نبود وارث شرعى امر مغازه مربوط به امام و نائب او است، و بايد فعلًا مال الاجاره عادلانه آن را به حاكم شرع بپردازد. ج ٣ ف ص ٤٨٠
(٢٧١)
س ٢- شخصى فوت نموده و ارث زيادى كه تماماً از راه شرعى به دست آورده از خود باقى گذاشته، و وارثى هم ندارد. تكليف ارث او چيست؟
ج- ارث كسى كه وارث ندارد مربوط به حاكم شرع است. ج ٣ ف ص ٤٨٠
س ٤- در تحريرالوسيله با ترجمه، جلد ٤، صفحه ٤٢٦، كتاب الديات «المقصد الثالث» مسأله ١٠ آمده است كه: «من لا ولىّ له فالحاكم وليّه فى هذا الزّمان» اوّلًا آيا مراد از حاكم، ولىّ امر است يا قاضى؟ و ثانياً مصرف ديه چيست؟ آيا لازم است كه به ولىّ امر پرداخت شود و يا پرداخت به دولت اسلامى كافى است؟
ج- مراد ولىّ امر است، و ديه نيز نظير ساير موارد ارث من لا وارث له به ولىّ امر مىرسد. و اگر وارثى هست بايد به او داده شود. ج ٣ ف ص ٤٨١
- ر. ك. ٩٤٩/ مس/ ١٣.
- ر. ك. ٨٧٢ س ٣- ٨٨١ س ٤٤.
فصل دوم- در تحقق ارث
ماده ٨٦٧: ارث به موت حقيقى يا به موت فرضى مورث تحقق پيدا مىكند.
- ر. ك. ٨٨١ مكرر س ٦٩- ٩٣٧ س ١٣٧.
- (درباره تحقق ارث به ارتداد، ر. ك. ٨٨١ مكرر مس/ ١٠ ... پس مرتد فطرى اگر مرد باشد ...).
س ٣٧- اگر نوعروسى فوت كند بايد جهيزيّه او را چه كنند؟ آيا مىشود آنها را فروخت و با پول آن (ان شاء اللَّه با نابودى صدّام) به كربلا و يا مكّه رفت؟
ج- هر چه كه تا زمان حيات ملك او بوده جزء تركه او محسوب مىشود و به ورثه مىرسد و اختيار با وارث است. ج ٣ ف ص ١٩٠